یه شب عدد 10 مهمونی میگیره و همه رو دعوت میکنه..
یه شب عدد 10 مهمونی میگیره و همه رو دعوت میکنه..
0.1.2.3.4.5.6.7.9
به جز 8 چون ازش اصلا خوشش نمیومد،
خلاصه اینکه شب مهمونی میرسه و عدد 10 میاد ببینه همه چی مرتبه یا ن ک میبینه عدد 8 وسط مجلس داره میرقصه، میره جلو و میخوابونه تو گوشش و میگه کی دعوتت کرده ؟ مگه من نگفتم حق اومدن به مهمونی رو نداری؟ عدد 8 همونطور ک اشک تو چشاش جمع شده بود با بغض عدد 10 رو بغل کرد و گفت :من صفرم دسمال بستم به کمرم واستون عربی برقصم...
0.1.2.3.4.5.6.7.9
به جز 8 چون ازش اصلا خوشش نمیومد،
خلاصه اینکه شب مهمونی میرسه و عدد 10 میاد ببینه همه چی مرتبه یا ن ک میبینه عدد 8 وسط مجلس داره میرقصه، میره جلو و میخوابونه تو گوشش و میگه کی دعوتت کرده ؟ مگه من نگفتم حق اومدن به مهمونی رو نداری؟ عدد 8 همونطور ک اشک تو چشاش جمع شده بود با بغض عدد 10 رو بغل کرد و گفت :من صفرم دسمال بستم به کمرم واستون عربی برقصم...
- ۱.۰k
- ۰۱ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط