{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هرگز راز عشقت را با معشوق مگوی

هرگز راز عشقت را با معشوق مگوی
آن عشق می پاید که ناگفته می ماند
زیرا این نسیم لطیف و مهربان
خوشتر که خاموش و نامرئی بگذرد.
من از عشق خویش با معشوق سخن گفتم،
و راز دل آشکار کردم
اما او سرد و لرزان،
و هراسناک و پریشان،
مرا رها کرد و برفت.
دیری نپایید
که رونده ای از راه رسید
خاموش و نامرئی و همچون نسیم
و او را با یک آه در ربود و ببرد.



ویلیام بلیک
دیدگاه ها (۱)

هرگز راز عشقت را با معشوق مگویآن عشق می پاید که ناگفته می ما...

هرگز راز عشقت را با معشوق مگویآن عشق می پاید که ناگفته می ما...

2 هرگز راز عشقت را با معشوق مگوي آن عشق مي پايد که ناگفته م...

هرگز راز #عشقت را با #معشوق مگوی....آن عشق می‌پاید که ناگفته...

عِـشـقَـت رآ هَـرگِـز بـآزگـوُ نَـکُـن!عِـشـقـی کِـه هَـرگِـ...

دعوا بالاخره تموم میشه، عصبانیت هم میخوابه.مشکل اون حرفیه که...

یه مثال از انقلاب خودمون بزنیمگفتیم حرف از وحدت سر موضوعات م...

نسبت بزنیم؟کسسرد دو روزه ای فقط بیو میدی میمیری کام‌ نزار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط