2
2
هرگز راز عشقت را با معشوق مگوي
آن عشق مي پايد که ناگفته مي ماند
زيرا اين نسيم لطيف و مهربان
خوشتر که خاموش و نامرئي بگذرد
من از عشق خويش با معشوق سخن گفتم
و راز دل آشکار کردم
اما او سرد و لرزان
و هراسناک و پريشان
مرا رها کرد و برفت
ديري نپاييد
که رونده اي از راه رسيد
خاموش و نامرئي و همچون نسيم
و او را با يک آه در ربود و ببرد
هرگز راز عشقت را با معشوق مگوي
آن عشق مي پايد که ناگفته مي ماند
زيرا اين نسيم لطيف و مهربان
خوشتر که خاموش و نامرئي بگذرد
من از عشق خويش با معشوق سخن گفتم
و راز دل آشکار کردم
اما او سرد و لرزان
و هراسناک و پريشان
مرا رها کرد و برفت
ديري نپاييد
که رونده اي از راه رسيد
خاموش و نامرئي و همچون نسيم
و او را با يک آه در ربود و ببرد
- ۱.۲k
- ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط