{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازیدرخون

بازی_در_خون🍷🔪
پارت صد هفتاد🍷🔪


+پاشو اینو بخور بعد ، ضعف میکنی بچه
به هر زوری بود بلندش کردم

نقشه ای به در خورد
_بیا تو

میدونستم غذاشو آورده!
برای همین بدون اینکه بدونم کیه گفتم بیاد تو

پری با دیدن خدمتکار روشو برگردوند
پاهامو توی شکمش جمع کرد و نگاهشو به دیوار دوخت

خدمتکار با سری به زیر افتاده کاسه سوپ و گذاشت روی میز
+آقا با من امری ندارین؟

سرمو به نشونه ی نه تکون دادم
_میتونی بری

باشه ای گفت و تشکر کرد
رفت بیرون و در و بست
پری همچنان به من نگاه نمی‌کرد

لب زدم
+بیا بخور!

با چشمای عصبی نگاهشو از دیوار گرفت
داد بهم

مثل یه گربه ی وحشی شده بود
_نمیخورم!

+نزار به زور بهت بدم...

با حرفی که زد ابروهای بالا پرید
گفت
_نمیتونی ، غلط میکنی به من دست بزنی

خندیدم
اینکه اینجوری وحشی میشد و می‌گفت نمیتونی کاری ترم میکرد...
دیدگاه ها (۳)

بازی_در_خون🍷🔪پارت صد هفتاد یک🍷🔪 نمیتونم؟ خیلی کارا میتونم با...

بازی_در_خون🍷🔪پارت صد شصت نه🍷🔪از پله ها بالا رفتم در اتاق و ب...

بازی_در_خون🍷🔪پارت صد شصت هشت🍷🔪#کوروش+کی جرعت کرده بهش چیزی ب...

part13

بابایی من

bloody mansion

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط