بازیدرخون
بازی_در_خون🍷🔪
پارت صد هفتاد یک🍷🔪
نمیتونم؟ خیلی کارا میتونم باهات بکنما
نزدیکش شدم
مثلا قفلت کنم به تخت و بعدش..
سریع دستشو روی لبم گذاشت
آروم بوسیدم که سرخ شد
لب زد
بی ادب
_بیا رو پاهام بشین خودم بهت غذا میدم
با خجالت سرشو به معنی منفی تکون داد
نمیخوام
آروم لب زدم
_غلط میکنی نمیخوای...مگه دست خودته بچه؟
قلبش تند تند میزد
گشنم نیست خوابم میاد ولم کن
دوست داشتم همش باهاش بحث کنم
لج کنم
اینکه حرصش و در می آوردم حس خیلی خوبی بهم میداد
دستشو روی قفسه سینه ام گذاشت
برو عقب
_با کمربند به تخت ببندمت و بعد به روش خودم غذایی که میخوام و بهت بدم یا میای روی پام
مثل لشکر شکست خورده نگاهم کرد
میام
آروم خندیدم و خوبه ای گفتم
_بیا بشین رو پام
آروم اومد روی پام نشست
قشنگا اینم پارت های که قول دادم اخرشب میزارم فقط حمایت یادتون نره عزیزادل🥺♥🫂
پارت صد هفتاد یک🍷🔪
نمیتونم؟ خیلی کارا میتونم باهات بکنما
نزدیکش شدم
مثلا قفلت کنم به تخت و بعدش..
سریع دستشو روی لبم گذاشت
آروم بوسیدم که سرخ شد
لب زد
بی ادب
_بیا رو پاهام بشین خودم بهت غذا میدم
با خجالت سرشو به معنی منفی تکون داد
نمیخوام
آروم لب زدم
_غلط میکنی نمیخوای...مگه دست خودته بچه؟
قلبش تند تند میزد
گشنم نیست خوابم میاد ولم کن
دوست داشتم همش باهاش بحث کنم
لج کنم
اینکه حرصش و در می آوردم حس خیلی خوبی بهم میداد
دستشو روی قفسه سینه ام گذاشت
برو عقب
_با کمربند به تخت ببندمت و بعد به روش خودم غذایی که میخوام و بهت بدم یا میای روی پام
مثل لشکر شکست خورده نگاهم کرد
میام
آروم خندیدم و خوبه ای گفتم
_بیا بشین رو پام
آروم اومد روی پام نشست
قشنگا اینم پارت های که قول دادم اخرشب میزارم فقط حمایت یادتون نره عزیزادل🥺♥🫂
- ۲.۵k
- ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط