{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازیدرخون

بازی_در_خون🍷🔪
پارت صد شصت هشت🍷🔪


#کوروش
+کی جرعت کرده بهش چیزی بگه؟
همه ترسیده نگاهم میکردن

پچ زدم
+هرکس چیزی گفته همین الان گم‌میشه از اینجا می‌ره وگرنه می‌دونه چه بلایی سرش میارم نه؟

میدونستم خوبه نمیاد پایین

ولی ولوم صدامو آوردم پایین و خونسردانه گفتم
+میدم قلبشو‌از جاش دربیارن و‌بفروشن!

رنگشون پریده بود
برگشتم سمت آشپز و لب زدم
_براش سوپ درست کن !

اشاره کردم یه لیوان و قرص ام بهم بدن
میدونستم این تهدید کردند درست نیست

چون تقصیر خودم بود

ولی مجبور بودم تهدید کنم

باید ازم حساب میبردن
باید می‌فهمیدن کوچیکترین بی احترامی به اون دختری که بالاست نکنن

انگار اون دختر روحم‌شده باشه

بدجوری میخواستمش

مهره مار داشت لعنتی
نیومده تو دلم جا باز کرده بود

جوری که منی که مافیای قلب بودم نمیتونستم اشکاشو ببینم
دیدگاه ها (۱)

بازی_در_خون🍷🔪پارت صد شصت نه🍷🔪از پله ها بالا رفتم در اتاق و ب...

بازی_در_خون🍷🔪پارت صد هفتاد🍷🔪+پاشو اینو بخور بعد ، ضعف میکنی ...

بازی_در_خون🍷🔪پارت صد شصت هفت🍷🔪حرف بی ارزش؟ خودش این حرفارو ن...

بازی_در_خون🍷🔪پارت صد شصت شیش🍷🔪دیگه حرفی نزدم ، فقط چشمامو بس...

ارباب منPart18چاعان:اشکاتو پاک کن وقتی گریه میکنی قلب منو می...

ادامه از زبان باکوگوهوف این دختره نفره چرا نمیاد همون لحظه ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط