{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشم مستت چه کند با من بیمار امشب

چشم مستت چه کند با من بیمار امشب
این دل تنگ من و این دل تب دار امشب

آخرای اشک! دل سوخته ام را مددی
که به جز ناله مرا نیست،پرستار امشب

بیش از این مرغ سحر؛خون به دل ریش مکن
که به کنج قفسم ،چون تو گرفتار امشب

سیل اشکم همه دفترچه ایام بشست
نرود نقش تو از پرده پندار امشب

بودم امید ؛که آیی به سرم، سایه مهر!
آفتابی شود از سایه ؛پدیدار امشب

بسته شد هر در امید به هر جا که زدم
چاره جویی کنم از ،خانه خمار امشب

مختصر کشتن از آن است که یکباره زدند
کوس رسوایی ما ؛بر سر بازار امشب
دیدگاه ها (۲)

هر چه کردی به دلم ، ... باز تو را بخشیدمبا زبان زخم زدی ... ...

عاشقش بودم ولی هرگـــز مــرا یاری نکرددر نبـــرد بــا رقیب ا...

با درد بساز چون دوای تو منمدر کس منگر که آشنای تو منمگر کشته...

چرا رفتی؟ چرا من بیقرارمبه سر سودای آغوش تو دارمنگفتی ماه تا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط