{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خسرو وشیرین

خسرو وشیرین
چو گل هر دم ببویت جامه در تن
کنم چاک از گریبان تا به دامن
من از دست غمت مشکل برم جان
ولی دل را تو اسان بردی از من
دلم را مشکن و در پا مینداز
که دارد در سر زلف تو مسکن
بقول دشمنان بر گشتی از دوست
دیدگاه ها (۲)

تار چون تو جانان منی جان بی تو خرم کی شود چون تو در کس ننگری...

گریه را به مستی بهانه کردم شکوِه‌ها ز دست زمانه کردم آستین چ...

دل از من بُرد و روی از من نهان کرد خدا را با که این بازی توا...

مرا رها کن رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن ترک منِ خراب ش...

بسم رب المهدی(عج) می ترسم از آن لحظه که عمرم به سر آید مهتا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط