{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گریه را به مستی بهانه کردم

گریه را به مستی بهانه کردم
شکوِه‌ها ز دست زمانه کردم
آستین چـو از دیده برگرفتم
سیل خون به دامان روانه کردم
دلا خمــوشـــی چرا چو خــم نجـوشی چرا
برون شـد از پرده راز تــو پــرده‌پوشــی چرا
دیدگاه ها (۲)

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.part ¹Season:¹....

𓆩🦋 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑭𝒂𝒊𝒓𝒚 🦋𓆪پارت چهارم | «تقریباً لو رفت»روز بعد، ا/...

part : 10÷ روز بخیر بانوی من ... بفرمایید داخلدر کالسکه رو ب...

پارت: 32 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«مرخصیِ ساعتی گرفتم.» ماما...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p95هوای داخل ساختمان متروک بوی رطوبت و آ...

۸۵ لایک و ۴ فالو و ۱۰۰ کام و ۳۰ بازنشرpart : 42chapter : 2اف...

My Arirang Part 7

گریه رابه مستی بهانه کردم شکوه ها زدست زمانه کردم آستین چو ا...

بر جان، شرار عشفت، خوش می‌کشد زبانهباور نداشت بختم، این دولت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط