{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازی عشق کلک داشت نمی دانستم

بازی عشق کلک داشت نمی دانستم
غم آن سر به فلک داشت نمی دانستم
با نگاهی دل دیوانه،گرفتارش شد
سفره عشق، نمک داشت نمی دانستم
دل من صافتر از آینه، اما دل او
شیشه ای بود که لک داشت نمی دانستم
به وفاداری من آنکه زمن ساده گذشت
بیشتر از همه شک داشت نمی دانستم
آرزوهام شد آوار، فرو ریخت سرم
سقف این خانه ترک داشت نمی دانستم
باختم زندگی ام را به قماری که در آن
دلبری بود که تک داشت نمی دانستم......

دیدگاه ها (۴)

*گیرم که دلم در گرو ناز کسی نیست!؟چشمان زمین خورده ، نظر باز...

دلتنــگـمدلتنـــــگ کسی کـــــهگردش روزگــــارش به من که رسی...

مهربان باش که در آن پس این پنجره ی سبز قشنگ …مهربان است کسی ...

ﺩﻟﺖ که ﻣﯽ ﮔـﯿﺮﺩ …ﺩﺭ ﻟﺤﻈﻪ ﻫـﺎﯾـﯽ ﮐﻪ ﺛـﺎﻧـﯿـﻪ ﻫـﺎ… ﻣـﯿـﺦ ﻣـﯽ ﮐ...

تک پارتی از تهیونگ اسم فیک :در بندِ نگاهِ سردِ اربابدر عمارت...

پارت ۴۸ اتاق برای چند ثانیه در سکوت فرو رفت.آریانا هنوز به گ...

بازی عشق کلک داشت نمی دانستمغم آن سر به فلک داشت نمی دانستمب...

بازی عشق کلک داشت نمی دانستمغم آن سر به فلک داشت نمی دانستمب...

بازی #عشق-کلک داشت نمی دانستم!غم آن سر به #فلک داشت نمی دانس...

بازی عشق کلک داشت نمی دانستمغم آن سر به فلک داشت نمی دانستمب...

بازی عشق کلک داشت نمی دانستمغم آن سر به فلک داشت نمی دانستمب...

بازی عشق کلک داشت نمی دانستمغم آن سر به فلک داشت نمی دانستمب...

@DlSoteبازی عشق کلک داشت نمی دانستم..غم آن سر به فلک داشت نم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط