بعد از عملیات استریکس پارت
بعد از عملیات استریکس پارت ۲
یور:همممممم عجب خوابی دیدم ، لوید داخل خوابم من و آنیا رو ول کرده بود ، همش یه خواب بود بهتره فراموشش کنم.
روی میز یه نامه گذاشته شده بود
یور:ها؟؟؟این چیه؟
یور نامه رو باز کرد
نامه: سلام زمانی که این نامه رو می خونید من از این شهر رفتم واقعا متاسفم که نتونستم از تون خداحافظی کنم یک ماموریت جدید به من محول شده و سسلسه مراتب من رو از ادامه دادن به این زندگی سوری منع کرد، بودن کنار شما دو نفر واقعا برای من تجربه لذت بخشی بود ، یور لطفا از آنیا مراقبت کن خدانگهدار
دست های یور لرزید
یور: این واقعی ؟؟؟
لوید : واقعا برای خودم متاسفم که همچین کاری کردم ( ترک کردن خانواده)
یور: از زیر سنگم شده پیدات می کنم لوید و اون موقع تضمین نمی کنم که زنده بمونی
یور رفت تا لوید رو پیدا کنه
آنیا :آنیا تنهایی رو دوست نداره
خب بچه ها دوسش داشتید؟
ببخشید کوتاه بود
برم پارت بعد رو بنویسم
یور:همممممم عجب خوابی دیدم ، لوید داخل خوابم من و آنیا رو ول کرده بود ، همش یه خواب بود بهتره فراموشش کنم.
روی میز یه نامه گذاشته شده بود
یور:ها؟؟؟این چیه؟
یور نامه رو باز کرد
نامه: سلام زمانی که این نامه رو می خونید من از این شهر رفتم واقعا متاسفم که نتونستم از تون خداحافظی کنم یک ماموریت جدید به من محول شده و سسلسه مراتب من رو از ادامه دادن به این زندگی سوری منع کرد، بودن کنار شما دو نفر واقعا برای من تجربه لذت بخشی بود ، یور لطفا از آنیا مراقبت کن خدانگهدار
دست های یور لرزید
یور: این واقعی ؟؟؟
لوید : واقعا برای خودم متاسفم که همچین کاری کردم ( ترک کردن خانواده)
یور: از زیر سنگم شده پیدات می کنم لوید و اون موقع تضمین نمی کنم که زنده بمونی
یور رفت تا لوید رو پیدا کنه
آنیا :آنیا تنهایی رو دوست نداره
خب بچه ها دوسش داشتید؟
ببخشید کوتاه بود
برم پارت بعد رو بنویسم
- ۵.۷k
- ۱۲ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط