{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شماره آزمایشگاه

شماره ۷ آزمایشگاه
فصل۲پارت۱۲

رایان:مگه کشکه

دامیان:زر نزن

همه رفتن سر کلاس و درس خوندن

زنگ تفریح

دامیان رفت پیش انیا

دامیان:سلام انیا

انیا:سلام پسر دوم

بکی و رز و امیل و رایان و ایون دااشتن از اون پشت نگاهشون میکردن و میخندیدن

ویو لوید

بلخرهههههه،مامورت استریکس تموم شد!ولی این یعنی باید از خانواده فورجر جدا بشم!

رفتم پیش هلندر

هلندر:تبریک میگم تاسوگاره،ماموریت استریکس به پایان رسید حالا میتونی از خانواده فورجر جدا شی!

لوید:ولی من نمیتونم این کارو کنم

هلندر:چی؟!منظورت چیه!؟

لوید:من میخام بقیه ی عمرم رو بعنوان لوید فورجر بگذرونم

هلندر:تصمیمت قطعیه؟

لوید:اره

هلندر:پس خوددانی

لوید رفت خونه

یور:سلام لوید،خسته نباشی!

لوید:سلام یور،ممنون!ام..یور

یور:بله

لوید:باید درمورد موضوعی باهات صحبت کنم

یور:باشه پس بشین رو مبل چایی و کولوچه هم بیارم

نشستن رو مبل

لوید:یور،..من میخامم...این ازدواج رو واقعی کنیم!

یور:چی؟.....وا...قعا؟!

لوید:اره،نظر تو چیه؟میشه همسر واقعیم باشی؟

یور(یور که چه عرض کنم گوجه):ار...ارههه

پارت بعد رو بعد از ساعت۳میدم)
دیدگاه ها (۶)

ببینید از روبیکا چی پیدا کردم

اصلا فیونا رو درک نمیکنم بعد از اینکه توپ تیکه تیکه شد و نیم...

شماره ۷ آزمایشگاهفصل ۲ پارت ۱۱ویو یوریهمه جارو گشتیم ولی نبو...

شماره ۷ آزمایشگاهفصل ۲ پارت ۱۰ویو اخر هفته دامیان،تولد دامیا...

رمان حسم به تو....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط