{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک نفر هست ؛

یک نفر هست ؛
که خودش نیست ولی خاطره اش ،
صبحِ هر روز مرا ،
سخت بغل میگیرد ...

#آبا_عابدین
دیدگاه ها (۱)

امشب اجازه اش را از خدا میگیرم نامه های من باید جور دیگری آغ...

تار و پود هستیم بر باد رفت، اما نرفتعاشقی ها از دلمدیوانگی ه...

می خواستم کمیفقط کمیدوستت داشته باشماز دستم در رفت!!عاشقت شد...

زنِ عاشقهمانندتارِ پوسیده یگیلیم قدیمی خانه است;به هر جان کن...

گاهی یک لبخند کوچک،یک سلام ساده،یا یک دعای خیر...می‌تواند حا...

دلم که فتح تو شد، نیست کمتر از خیبربغل بگیر مرا قلعهٔ خراب م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط