{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امشب اجازه اش را از خدا میگیرم

امشب اجازه اش را از خدا میگیرم
نامه های من
باید جور دیگری آغاز شود

"به نام چشم های بخشنده و مهربانت"

#علی_سلطانی
دیدگاه ها (۱)

تار و پود هستیم بر باد رفت، اما نرفتعاشقی ها از دلمدیوانگی ه...

صبح که بیدار میشوم فراموش میکنم دوری،نیستی، ندارمت یا رفتار ...

یک نفر هست ؛که خودش نیست ولی خاطره اش ،صبحِ هر روز مرا ،سخت ...

می خواستم کمیفقط کمیدوستت داشته باشماز دستم در رفت!!عاشقت شد...

maryam :‏وَ...مي داني؛من تورا جور دیگری دوست داشتمخلاصه برای...

🌺آغاز سخن يـــــاد خدا بايد کرد✨خود را بہ اميد او رها بايد ک...

💬 بنده علی‌الاصول [درباره تفاهم‌نامه‌] نظر دیگری داشتم ولی ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط