{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ازدواج مافیایی

ازدواج مافیایی
#پارت ۲
جنگوک: ات حالت خوبه؟
مافیاها: قربان شما این زن رو میشناسین
جنگکوک:الان وقت این حرفا نیست زنگ بزنین آمبولانس(با داد و گریه)

رفتن بیمارستان
دکتر :حالشون خوبه آقای جئون خوشبختانه اندام های داخلی شون آسیب ندیده و فقط خراش سطحی بود
ویو ات :
بین اون همه استرس‌ نزدیک بود دوباره قش کنم داشتم دنبال قرصم میگشتم که یه صدای آشنا شنیدم که داشت با یکی دیگه حرف میزنه و داد میزنه نگاهم بهش افتاد اون کوک بود...!دوست پسرم‌ (یه چی باید اضافه کنم ات و جنگوک باهم وقتی ۱۸ ساله بودن قرار میزاشتن ولی یه روز جنگوک بی خبر گذاشت و رفت ولی عشقش به ات تموم نشده)
ویو کوک:
باورم نمیشه بعد این همه سال تونستم دوباره ات عزیزم رو ببینم.هنوز همون اندازه خوشگله.ولی چرا باید توی همچین موقعیتی میدیدمش؟اون همیشه میگفت از آدم بدا متنفره....ولی الان من خودم...رئیسشونم.....


دکتر: آقای جئون خانم ات بیدار شدن
جنگوک :میتونم ببینمش؟
دکتر: بله ولی بیشتر از ۲۰ دقیقه نشه باید استراحت کنن‌‌.
جنگوک :بله بله چشم
دیدگاه ها (۰)

جنگوک بزرگ ترین و خفن ترین مافیا که جذابترینه~~~~~~~~~~ات دا...

part55 عشق پنهان《ویو ات》حالم بهتر شد با حرفای دکترات: پس حال...

part56 عشق پنهان《ویو ات》رفتم پایین خانم و آقای جئون پایین من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط