{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‏دیشب با خونمون دعوام شد گفتم من ""سگم"" )دقت کنید سگ( اگ

‏دیشب با خونمون دعوام شد گفتم من ""سگم"" )دقت کنید سگ( اگر دوباره بیام تو این خونه و از خونه زدم بیرون ^___^
بعد چند ساعت مامانم زنگ زد
مامانم : کامران مادر پاشو بیا خونه من : اوممم نمیخواهم , نمی آیم!!
مامانم : خرس گنده پاشو بیا خونه دیگه برا من ناز نکن
من : اوممم چشم
خلاصه رفتم خونه و رفتم برم تو اتاقم دیدم عکسم رو زدن رو در اتاقم و زیرش نوشتن محل نگهداری سگ خونه @@ دی :
عصبی شدم پریدم تو پذیرایی گفتم این کار کیههههه؟؟؟
مامانم برگشته به بابام میگه : جلل الخالق نگاه کن سگمون داره حرف میزنه ^.^ ^___^
بابام هم یه خلال دندون دستش بود انداختش آخر پذیرایی میگه کامران ) سگشون رو میگفت( بدو بیارش !!!
خو لامصب سگ دوس داشتید سگ میخریدیت ، من که داشتم با بچه های پرورشگاه زندگیمو میکردم^__^______
دیدگاه ها (۳)

دانشجویی میگفت : یک روز استاد دانشگاه به هر کدام از دان...

.

ايران از امسال وارد دوره خشکسالي۳۰ ساله شده و اگر من و تو و ...

.

ملکه ی آدمیزاد وسه پادشاه خوناشام

رومان عشق مافیا پارت 14 از زبان ا/تبرگشتم عمارت بابام گفت : ...

P¹⁹The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

رمان عشق مافیا پارت 7از زبان ا/تگفتم : واووو تو آشپزی هم میک...

رومان عشق مافیا پارت 36از زبان ا/تجونگ کوک با داد گفت : ولش ...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part55صدای جیغ و دادای مامان میومدمامان:نفسسس...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

رمان: قلب در تاریکی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط