(Knife Dead)
(Knife Dead)
Part 52
اتوبوس ایستادن و همه افراد ها مثال ات وارد اتوبوس شدن بخاطر نبود صندلی ها ایستاده و از پنچره شیشه ای به بیرون خیره شد باز هم مشغول حرف زدن با خودش شد ( دوری تو مثل یه زخم عمیقه که هر روز صبح با دیدن جای خالیت دوباره تازه میشه، انگار هیچوقت قرار نیست این درد التیام پیدا کنه و من فقط یاد گرفتم با این دلتنگی بیپایان کنار بیام، ولی هر لحظه که میگذره قلبم بیشتر از قبل زیر بار این غم خم میشه.”دلتنگ صداتم، اون حرفایی که حتی تو سکوتت هم آرامشم بود، حالا فقط یه خاطرهست که قلبمو میسوزونه ؟ بوسیدن اون لبات اون لب های که همیشه حس میکنم ماله منه هر وقت دلم برات تنگ می شه دستم رو روی قلبم میزارم و تو رو توی قلبم حس می کنم هر آهنگی که گوش می دهم به یادم می آورد که چقدر دلتنگت هستم و می خواهم تو کنارم باشی
چقدر بگم دوست دارم خیلی دوست دارم از دوست داشتن تو دارم جون میدم جونکوک من ... عشقم نفس زندگیم دوست دارم دوست دارم.....
با همان خستگی چندیدن مدت وارد خونه شد هیچ صدایی به گوشش نمیخورد حتما سوهی و بیونگ سو نبودن تو خونه به راهی رو مبل لم داد از شدت خستگی پاهایش ورم کرده بود کفش هایش را کشید و کنار میز انداخت ( باید کار پیدا کنم .... )
گوشی را برداشت و شماره بیونگ سو را گرفت او خوب میتونست کاره پاره وقت پیدا کنه .. بعد از چندین بوق و انتظار صدا بیونگ را شنید
ات: بیونگ سو
بیونگ سو: سلام اونی خوبی ؟
ات: اره خوبم راستش نمیخواستم مزاحم شم فقد از کارم اخراج شدم میشه یه کاری پیدا کنی
ییونگ سو : بازم
ات : اوهم
بیونگ سو : باشه اونی حتما تا شب ردیف میشه
ات: باشه به کارت برس
بیونگ سو : الان حالت چطوره خیلی نگرانتم
دخترک از لحن نگران و مهربان بیونگ سو خنده تلخی بر رو لب هایش نشست .....ات: ممنون ازت حالم خوبه
بیونگ سو: شب حرف میزنیم بای
Part 52
اتوبوس ایستادن و همه افراد ها مثال ات وارد اتوبوس شدن بخاطر نبود صندلی ها ایستاده و از پنچره شیشه ای به بیرون خیره شد باز هم مشغول حرف زدن با خودش شد ( دوری تو مثل یه زخم عمیقه که هر روز صبح با دیدن جای خالیت دوباره تازه میشه، انگار هیچوقت قرار نیست این درد التیام پیدا کنه و من فقط یاد گرفتم با این دلتنگی بیپایان کنار بیام، ولی هر لحظه که میگذره قلبم بیشتر از قبل زیر بار این غم خم میشه.”دلتنگ صداتم، اون حرفایی که حتی تو سکوتت هم آرامشم بود، حالا فقط یه خاطرهست که قلبمو میسوزونه ؟ بوسیدن اون لبات اون لب های که همیشه حس میکنم ماله منه هر وقت دلم برات تنگ می شه دستم رو روی قلبم میزارم و تو رو توی قلبم حس می کنم هر آهنگی که گوش می دهم به یادم می آورد که چقدر دلتنگت هستم و می خواهم تو کنارم باشی
چقدر بگم دوست دارم خیلی دوست دارم از دوست داشتن تو دارم جون میدم جونکوک من ... عشقم نفس زندگیم دوست دارم دوست دارم.....
با همان خستگی چندیدن مدت وارد خونه شد هیچ صدایی به گوشش نمیخورد حتما سوهی و بیونگ سو نبودن تو خونه به راهی رو مبل لم داد از شدت خستگی پاهایش ورم کرده بود کفش هایش را کشید و کنار میز انداخت ( باید کار پیدا کنم .... )
گوشی را برداشت و شماره بیونگ سو را گرفت او خوب میتونست کاره پاره وقت پیدا کنه .. بعد از چندین بوق و انتظار صدا بیونگ را شنید
ات: بیونگ سو
بیونگ سو: سلام اونی خوبی ؟
ات: اره خوبم راستش نمیخواستم مزاحم شم فقد از کارم اخراج شدم میشه یه کاری پیدا کنی
ییونگ سو : بازم
ات : اوهم
بیونگ سو : باشه اونی حتما تا شب ردیف میشه
ات: باشه به کارت برس
بیونگ سو : الان حالت چطوره خیلی نگرانتم
دخترک از لحن نگران و مهربان بیونگ سو خنده تلخی بر رو لب هایش نشست .....ات: ممنون ازت حالم خوبه
بیونگ سو: شب حرف میزنیم بای
- ۲۴.۴k
- ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط