درحال قردادن با اس اخر*:>
درحال قردادن با اس اخر*:>
چیز
برای بار 28347 ام آیری رو آپ دادم💆♀️
و بالاخره داستان هم براش نوشتم😹✨
به لطف اوس منصوری هم داستانشو نوشتم و هم براش دوس پسر اضافه کرد_😹✨
و انسانیش هم کشیدم یادم رفت عکس نقاشیمو بزارم✨🙏
و از نقاشی ها که میبینید هزار بار طراحیش کردم و شد این 🙏💆♀️
و چیبگم میدونم میدونید ولی بریم بیو :>
اسم:آیریس/آیری
سن:حدود 22
نژاد:ترکیب انسان، کوسه و گرگ( مغزبسکن)
تایپ:ENTP
سلاح:همونی که دستش میبینید 😹
شیپ:نوئل( میکِشمش وایستا)
دوستان:لورنا، لیما، لیلو، پوکاسی،سوزو، پولا( اسماشونو یادم نمیاد کمک)
اخلاق:شهوتی، پرخور، دلقک 😹، چی بگم
این بنده خدا، وقتی کودک بود، ننه باباش تصادف میکنن و ریق رحمت رو سر میکشن، بعد ایشون پیش خالش بزرگش میشه. بعدم واسه اینکه سر بار خالش نباشه، میره دانشگاه و تو خوابگاه زندگی میکنه، واسه اینکه خرج خودشو در بیاره، میره رستوران کار کنه 🙏
و تو رستوران با ی پسری اشنا میشه به اسم نوئل، نوئل پسری اروم و مهربون بود که ی حس کوچولووو به آیریس داشت،
یروز تو رستوران گند میزنه و طبق تروما هایی که داره، با پیتزا بُر، میزنه کارکنا و چمیدونم هرکسی اونجاست رو میکشه.💆♀️
بعد از اینکه کشت با ترس فرار میکنه، فقط فرار میکنه تا یهو به بیمارستان میرسه، و همینطوری میره توش تا قایم شه.
وو پرستارا اون رو میبینن دیگه میگیرنش و به این چیزی که هست تبدیلش میکنن.
آیریس، اسم ی گله که اسم ایشون بود، واسه اینکه انقدر دیوونه بوده، آیری صداش میکنن 😹
عا همین دیگه
راستی
منتظر اوسی جدید ترابل موسم باشین :>
یعنی نوئل:🙏
چیز
برای بار 28347 ام آیری رو آپ دادم💆♀️
و بالاخره داستان هم براش نوشتم😹✨
به لطف اوس منصوری هم داستانشو نوشتم و هم براش دوس پسر اضافه کرد_😹✨
و انسانیش هم کشیدم یادم رفت عکس نقاشیمو بزارم✨🙏
و از نقاشی ها که میبینید هزار بار طراحیش کردم و شد این 🙏💆♀️
و چیبگم میدونم میدونید ولی بریم بیو :>
اسم:آیریس/آیری
سن:حدود 22
نژاد:ترکیب انسان، کوسه و گرگ( مغزبسکن)
تایپ:ENTP
سلاح:همونی که دستش میبینید 😹
شیپ:نوئل( میکِشمش وایستا)
دوستان:لورنا، لیما، لیلو، پوکاسی،سوزو، پولا( اسماشونو یادم نمیاد کمک)
اخلاق:شهوتی، پرخور، دلقک 😹، چی بگم
این بنده خدا، وقتی کودک بود، ننه باباش تصادف میکنن و ریق رحمت رو سر میکشن، بعد ایشون پیش خالش بزرگش میشه. بعدم واسه اینکه سر بار خالش نباشه، میره دانشگاه و تو خوابگاه زندگی میکنه، واسه اینکه خرج خودشو در بیاره، میره رستوران کار کنه 🙏
و تو رستوران با ی پسری اشنا میشه به اسم نوئل، نوئل پسری اروم و مهربون بود که ی حس کوچولووو به آیریس داشت،
یروز تو رستوران گند میزنه و طبق تروما هایی که داره، با پیتزا بُر، میزنه کارکنا و چمیدونم هرکسی اونجاست رو میکشه.💆♀️
بعد از اینکه کشت با ترس فرار میکنه، فقط فرار میکنه تا یهو به بیمارستان میرسه، و همینطوری میره توش تا قایم شه.
وو پرستارا اون رو میبینن دیگه میگیرنش و به این چیزی که هست تبدیلش میکنن.
آیریس، اسم ی گله که اسم ایشون بود، واسه اینکه انقدر دیوونه بوده، آیری صداش میکنن 😹
عا همین دیگه
راستی
منتظر اوسی جدید ترابل موسم باشین :>
یعنی نوئل:🙏
- ۵۱۲
- ۲۲ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط