ازدواج سوری پارت 40
ازدواج سوری پارت 40
ـ یعنی بریم؟
منا ـ جفتشون دیر میان
ـ مقصر تویی دودلم کردی
مینا ـ به من چه
ـ یعنی بریم؟
مینا ـ نمیدونم اما من نمیتونم با این لباس بیام
ـ نگران نباش خودم بهت میدم
مینا ـ من حوصله بار ندارم
ـ خو پس چیکار کنیم؟
مینا ـ دلم میخواد مست کنم اما اگه تو بار باشه ممکنه به بانیم خیانت کنم
ـ واای دقیقا
مینا ـ اما دلم میخواد مس کنم
ـ تو خونه که حال نمیده
مینا ـ ایشش چیجا ایششش
ـ به مین یونگ زنگ بزنیم؟ شاید تونس یه راهنماییمون کنه
مینا. فکر خوبیه
زنگ مین یونگ زدیم و بعد چند دقیقه جواب داد و گذاستم رو بلندگو
ـ سلام عشقم خوبی
مین یونگ ـ سلام عزیزم خوبم تو خوبی؟
ـ خوبم مرسی
مین یونگ ـ اتفاقی افتاده؟
ـ خب جریان از این قراره که شوهر منو مینا دیر میتن من خونه...
مین یونگ ـ و شما دوتا هم گفتین که بریم بار نه؟
مینا ـ خب اره
مین یونگ ـ ببینین من تا یه ده دقیقه ی دیگه باید وایسم پشت سیستم اگه میتونی زود بیاین به این ادرسی که واستون میفرستم
مینا ـ یعی میگی بیایم اونجا؟
مین یونگ ـ حداقل جلوی چش خودم باشین وگرنه بعد به دس شوهراتون به فاک میرین
مینا ـ وااای حق
ـ به شدت حق
مین یونگ ـ خیلی خب بستونه اماده شین بیاین
بدون خداحافظی قطع کرد
ـ بیا بریم اماده شیم
مینا ـ باشه
(اسلاید اول لباس مینا، اسلاید دوم لباس ات)
به مینا یه لباس مجلسی دادم
خودم حال حوصله لباس باز و نداشتم بجاش پیرن مردونه ی سفیدم با شلوار جین مشکیم با بوت مشکیم پوشیدم موهامم دم اسبی بسم و کمربندم رو هم پوشیدم
مینا ـ چرا تیپ مردونه زدی؟
ـ حال و حوصله لباس باز رو ندارم
مینا ـ که اینطور
مینا یه ارایش ملایم کردم اما من زیاد ارایش نکردم در حد یه خط چشم ریز و رژ قرمز ملایم
مینا ـ ریمل نداری؟
ـ چشمام زود بهش واکنش نشون میده
مینا ـ اها که اینطور
ـ بریم؟
مینا ـ بریم
رفتیم سوار ماشین شدیم من نشستم پشت ماشین و حرکت کردم سمت آدرسی که مین یونگ داسم پیامک کرده بود بعد چند دقیقه رسیدیم
مینا ـ اینجا ماله مین یونگه؟
ـ اوهوم
ـ یعنی بریم؟
منا ـ جفتشون دیر میان
ـ مقصر تویی دودلم کردی
مینا ـ به من چه
ـ یعنی بریم؟
مینا ـ نمیدونم اما من نمیتونم با این لباس بیام
ـ نگران نباش خودم بهت میدم
مینا ـ من حوصله بار ندارم
ـ خو پس چیکار کنیم؟
مینا ـ دلم میخواد مست کنم اما اگه تو بار باشه ممکنه به بانیم خیانت کنم
ـ واای دقیقا
مینا ـ اما دلم میخواد مس کنم
ـ تو خونه که حال نمیده
مینا ـ ایشش چیجا ایششش
ـ به مین یونگ زنگ بزنیم؟ شاید تونس یه راهنماییمون کنه
مینا. فکر خوبیه
زنگ مین یونگ زدیم و بعد چند دقیقه جواب داد و گذاستم رو بلندگو
ـ سلام عشقم خوبی
مین یونگ ـ سلام عزیزم خوبم تو خوبی؟
ـ خوبم مرسی
مین یونگ ـ اتفاقی افتاده؟
ـ خب جریان از این قراره که شوهر منو مینا دیر میتن من خونه...
مین یونگ ـ و شما دوتا هم گفتین که بریم بار نه؟
مینا ـ خب اره
مین یونگ ـ ببینین من تا یه ده دقیقه ی دیگه باید وایسم پشت سیستم اگه میتونی زود بیاین به این ادرسی که واستون میفرستم
مینا ـ یعی میگی بیایم اونجا؟
مین یونگ ـ حداقل جلوی چش خودم باشین وگرنه بعد به دس شوهراتون به فاک میرین
مینا ـ وااای حق
ـ به شدت حق
مین یونگ ـ خیلی خب بستونه اماده شین بیاین
بدون خداحافظی قطع کرد
ـ بیا بریم اماده شیم
مینا ـ باشه
(اسلاید اول لباس مینا، اسلاید دوم لباس ات)
به مینا یه لباس مجلسی دادم
خودم حال حوصله لباس باز و نداشتم بجاش پیرن مردونه ی سفیدم با شلوار جین مشکیم با بوت مشکیم پوشیدم موهامم دم اسبی بسم و کمربندم رو هم پوشیدم
مینا ـ چرا تیپ مردونه زدی؟
ـ حال و حوصله لباس باز رو ندارم
مینا ـ که اینطور
مینا یه ارایش ملایم کردم اما من زیاد ارایش نکردم در حد یه خط چشم ریز و رژ قرمز ملایم
مینا ـ ریمل نداری؟
ـ چشمام زود بهش واکنش نشون میده
مینا ـ اها که اینطور
ـ بریم؟
مینا ـ بریم
رفتیم سوار ماشین شدیم من نشستم پشت ماشین و حرکت کردم سمت آدرسی که مین یونگ داسم پیامک کرده بود بعد چند دقیقه رسیدیم
مینا ـ اینجا ماله مین یونگه؟
ـ اوهوم
- ۶.۳k
- ۳۰ خرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۵۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط