نشسته ام برود سال و خاطراتش هم
نشسته ام برود سال و خاطراتش هم
میان آینه لبخند می زنم به خودم
که روز عید نفهمد چقدر دلتنگم
که سال کهنه نفهمد چقدر پیر شدم
.
میان آینه لبخند می زنم به خودم
که روز عید نفهمد چقدر دلتنگم
که سال کهنه نفهمد چقدر پیر شدم
.
- ۵۲۷
- ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط