{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی به دیدارم خواهی‌ آمد که دیگر نمی‌‌شناسمت

روزی به دیدارم خواهی‌ آمد که دیگر نمی‌‌شناسمت
شاخه گلی‌ روی زانوانم میگذاری
سری تکان می‌‌دهی‌
و می‌‌روی
من
خیره به خالی‌ دنیا
به ناگهان، رفتنت را می‌‌شناسم
دیدگاه ها (۲)

بالاخــرهیک روزیک نفر می آیــدکه نه"میرود"نه میگذارد"بروی".....

احمق انواع مختلفی دارد!یک نوع احمق داریم که دائما در گذشته ا...

دلتنگی‌ گاهی‌ شبیه یک شکارچی، کمین کرده در حجمِ پر اغفالِ پر...

جوری رفتار می کنیانگار که هرگز نرفته بودیمثل یک پرنده ، هر ج...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت چهــآردهـم بیسـت جو...

وقتی دوستت داشت ولی …

آرزوی دیدارت را دارم...پارت 31["ویو سلین"]انگشت کوچکش را سمت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط