PART 3
PART 3
صورتمو نزدیک لباش بردم، چشماشو بستو رو ی هم فشارش میداد
_چرا چشماتو بستتی؟
+هاا
_نوچ نوچ نوچ با خاهرمم میخواستی همین کارو بکنی؟
وقعا که
+یااا خب یهو صورتتو میاری جلوی صورتم..... خب... من.... فک کردم که...
بوسه ای رو لبش زدم
_این کارو بکنم؟
(بچرو پرت کرد اون ور بیشور🗿)
با تعجب نگام میکرد سمت مخالف شد و خابید
ویو صب
+از خواب بیدار شدم
هوان صاف خابیده بود
ی حالت بامزه ای داشت ، کار دیشب از یادم نمیرفت
یهنی اون گیه؟
اونقد تو فکرش بودم که نفهمیدم کی بیدار شد با سوالش از فکر در اومدم
_چیه؟ نگام میکنی
+هاا... عاا.. هیچی
_کمکم کن بلند شم..
عاییی چرا کمرم درد میکنه
+کجای کمرت؟
_سمت چپم
+یکم ماساژش میدم
_ممنون
عاعایی اروم تر
+عا ببخشید
(عمم یادم رفت بگم که ها جون ی خواهر کوچیکتر از خودش داره که تقریبا 18 سالش میشه اسمش لی یون جی عاره دیگه علامتشم اینه&🗿)
&اوپااا
+بله
&مامان میگه بیاین غذا بخوریم
+باشه
_وای خاهر داری؟
+اره نمیدونستی
_نه، چن سالشه؟
+یااا هرچی تو زهنته بریز بیرون... تو زن منی
_عاحح بلاخره قبول کرد من زنشم هوهو
+یاایشش نکبت
_هیععع تو سر زنت داد زدی؟
+عاهه پاشو پاشو برو پیش مامانم اخلاقشو نمیدونی میزنه شتکتو پتک میکنه پاشو
_مگه چیکار میکنه؟
_عااعااا مادر گوشمو ول کنید عااااا
٪ بهم بگو چرا دیر اومدی و غذا ها سرد شد؟
_مادر توضیح میدم.....
٪زود باش
_خب داشتم لباسمو عوض میکردم موهامو میبستم و ارایش میکردمو....
٪همه اینا رو تو 1 ساعت انجام میدی؟
_خب تا لباسمو درست کنم موهامو شونه کنم و ارایشم و درست بکنم طول میکشه مادر
اشکالی نداره الان خودم سوپ براتون درست میکنم
٪ بلدی؟
_بله مادر لطفا اونجا بشینید و منتظر باشید
پرش زمانی به 45 دقیقه بعد:
خب اینم از سوپ امادست
٪ممنون دخترم
(عاها الان دخترم شد تا 1 ساعت پیش عفریته بود چیشد بدبخت هاااا)
٪ عومم خوشمزس
_نوش جان
پرش زمانی به چند هفته بعد:
هاجونا هاجوناا
پاشو زود باش
+هومم.....چیشده
_پاشو دیگه زود باش
+باشه باش.... ـه
(بچه داشت میرفت دامنش گیر کرد لبه اون میزه در حالت خیمه زد افتاد رو اونکی بچه هه)
+چیشد خوبی؟
_عاا... م. ممن خوبم
+: نزاشتم بره گرفتمش مبخواستم صورته ترسیده شدشو بیشتر ببینم حرکاتم اصن دست خودم نبود که ی هویی.....
𝐊𝐈𝐌𝐒𝐄𝐘𝐎𝐍𝐆
#فیک
#تاریخی
#کره_جنوبی
لطفا لایک و کامنت بزارید تا انرژی بیشتری داشته باشم برای نوشتنش🙂🤝
صورتمو نزدیک لباش بردم، چشماشو بستو رو ی هم فشارش میداد
_چرا چشماتو بستتی؟
+هاا
_نوچ نوچ نوچ با خاهرمم میخواستی همین کارو بکنی؟
وقعا که
+یااا خب یهو صورتتو میاری جلوی صورتم..... خب... من.... فک کردم که...
بوسه ای رو لبش زدم
_این کارو بکنم؟
(بچرو پرت کرد اون ور بیشور🗿)
با تعجب نگام میکرد سمت مخالف شد و خابید
ویو صب
+از خواب بیدار شدم
هوان صاف خابیده بود
ی حالت بامزه ای داشت ، کار دیشب از یادم نمیرفت
یهنی اون گیه؟
اونقد تو فکرش بودم که نفهمیدم کی بیدار شد با سوالش از فکر در اومدم
_چیه؟ نگام میکنی
+هاا... عاا.. هیچی
_کمکم کن بلند شم..
عاییی چرا کمرم درد میکنه
+کجای کمرت؟
_سمت چپم
+یکم ماساژش میدم
_ممنون
عاعایی اروم تر
+عا ببخشید
(عمم یادم رفت بگم که ها جون ی خواهر کوچیکتر از خودش داره که تقریبا 18 سالش میشه اسمش لی یون جی عاره دیگه علامتشم اینه&🗿)
&اوپااا
+بله
&مامان میگه بیاین غذا بخوریم
+باشه
_وای خاهر داری؟
+اره نمیدونستی
_نه، چن سالشه؟
+یااا هرچی تو زهنته بریز بیرون... تو زن منی
_عاحح بلاخره قبول کرد من زنشم هوهو
+یاایشش نکبت
_هیععع تو سر زنت داد زدی؟
+عاهه پاشو پاشو برو پیش مامانم اخلاقشو نمیدونی میزنه شتکتو پتک میکنه پاشو
_مگه چیکار میکنه؟
_عااعااا مادر گوشمو ول کنید عااااا
٪ بهم بگو چرا دیر اومدی و غذا ها سرد شد؟
_مادر توضیح میدم.....
٪زود باش
_خب داشتم لباسمو عوض میکردم موهامو میبستم و ارایش میکردمو....
٪همه اینا رو تو 1 ساعت انجام میدی؟
_خب تا لباسمو درست کنم موهامو شونه کنم و ارایشم و درست بکنم طول میکشه مادر
اشکالی نداره الان خودم سوپ براتون درست میکنم
٪ بلدی؟
_بله مادر لطفا اونجا بشینید و منتظر باشید
پرش زمانی به 45 دقیقه بعد:
خب اینم از سوپ امادست
٪ممنون دخترم
(عاها الان دخترم شد تا 1 ساعت پیش عفریته بود چیشد بدبخت هاااا)
٪ عومم خوشمزس
_نوش جان
پرش زمانی به چند هفته بعد:
هاجونا هاجوناا
پاشو زود باش
+هومم.....چیشده
_پاشو دیگه زود باش
+باشه باش.... ـه
(بچه داشت میرفت دامنش گیر کرد لبه اون میزه در حالت خیمه زد افتاد رو اونکی بچه هه)
+چیشد خوبی؟
_عاا... م. ممن خوبم
+: نزاشتم بره گرفتمش مبخواستم صورته ترسیده شدشو بیشتر ببینم حرکاتم اصن دست خودم نبود که ی هویی.....
𝐊𝐈𝐌𝐒𝐄𝐘𝐎𝐍𝐆
#فیک
#تاریخی
#کره_جنوبی
لطفا لایک و کامنت بزارید تا انرژی بیشتری داشته باشم برای نوشتنش🙂🤝
- ۱۲.۵k
- ۰۱ مهر ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط