{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

PART4

PART4


لبامو سمت لباش بردم
هنوز بهش نرسیده بودم که به خودم اومدم و از دور شدم با دستش سرمو گرفت و نزاشت که دور بشم
لباشو رو لبم گزاشت و شروع به مکیدن کرد
دست خودم نبود شروع کردم به همراهی کردنش
دستامو درش حلقه کردم
میدونستم که پشیمونه و از جدا شد
بهم لبخندی زد انگار که پشیمون نبود
_پاشو بریم مادرت منتظره
+عومم
ویو هوان: رفتمو یکم سرو وعضمو درست کردم
رفتم بیرون دیدم هیچکی نیست
مادر
لی یوناا
رفتم سمت اتاق دیدم هاجون هم نیست
وای اینا کجا رفتن
تق تق
کیه
تق تق تق
کیهه
درو باز کردم هیچکسی نبود
تق تق تق تق
اینبار انگار زدن به پنجره
رفتم اونجارم دیدم دیدم هیچکی نیست
ترسم هر لحظه بیشتر میشد که ی هویی ها جون از پشتم در اومد
هوان شی
عاییی کیه... وای ترسیدم
(هیس هیسسسس رف بغلش عع)
ها جوناا.. هق هق... هیچکسی نبود... هق هق.... ترسیده هق... بودم
+ا.. اروم باش چیزی نیست من اینجام
(میزد به کمرش
دیگه خودتون ی جوری تصور کنید هوان به هاجون چسبیده کصافت ولشم نمیکرد🗿)
+اشکالی نداره... نگران نباشیم ـ... هیممم اروم باش
_هق هق هقققققق(حالا عکساشو پاره کردم(تکه ای از اهنگ))

ویو هاجون:

از بغلم اومد بیرون جوری ترسیده بود که رنگش مص برف سفید شده بود اشکاشو با دستم پاک کردم وبردمش بیرون یکم بهش اب دادم
(شاید فک کنید پس اون تق تق کار کی بود
بزارید بگم
کار راد بود چون اولای بهاره و تو کره هم باد های بلندی میاد)
+بهتر شدی؟
_عوهوم بهترم
&مامان تو نباید چیزای سنگین بلند کنی بده به من
(علامت ننه هاجون تقیر کرد به•این)
•خب چیکار کنم توعم کمرت میگیره
&مشکلی نیست بدین به من
عوو سلام اونی (همه میدونن اونی رو به معنی خاهر میگن🗿)
سلام اوپا
_سلام یون جی
کجا بودین؟
&رفتیم یکم پارچه و مواد غزایی خریدیم
_پارچه برای چی؟
•میخوام برایه عروس گلم ی لباس بدوزم
(نگاهی به همسر دلربا عش انداخت🗿)
+عا.... عا مادر نیازی نیست
•چرا بعدا میگه من از مادر شوهرم هبچی نگرفتم
تو که میدونی تو این شهر حرف میوفته
_مادر هاجون درست میگه نیازی نیست
•حرف نباشه بیاین چیزی بخوریم و بریم خیاطی
_اخه...
•پاشو برو ی چیزی درست کن
_ب... باشه
پرش زمانی به خیاطی:

•خانم لطفا این پاره هارو اندازه بگیرین و برای عروسم ی لباس زیبا بدوزین
✓بله حتما
_عا نه م... من خودم اندازه میگیرم
هوفف نزدیک بود گیر بیوفتم

خب
دور کمر انقده
.......

باید از پشت هم بگیرم؟
•چای وونا تموم نشد؟
_الان تموم میشه
•میام کمک تا زودتر تموم بشه
_نه نه نیازی نیست

پشت در:

•هاجون برو کمکش مارو که نمیزاره
+باشه
تق
_هیععع
.......


𝐊𝐈𝐌𝐒𝐄𝐘𝐎𝐍𝐆

#فیک
#تاریخی
#کره _جنوبی

حتما فالو کنید
اگه نتونستم انفالو نکنید
با لایک و کامنت بهم انرژی بدین🙂🤝
دیدگاه ها (۰)

سلام شاید نت نستم تا فردا پست بزارم

PART5+منم، هاجون_عاا تویی.... فک کردم الان گیر میوفتم+نمیزار...

PART 3صورتمو نزدیک لباش بردم، چشماشو بستو رو ی هم فشارش میدا...

خبامروز دو پارت رو اپ میکنم🗿خاعشن لایک کنید🗿اگه از فیک خوشتو...

شیپ باکودکو پارت نه

از زبان واکیلااز اول باید میفهمیدم چرا منو میخواست هق اگه حا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط