{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قطعه ای از کتاب"رویای تبت"

قطعه ای از کتاب"رویای تبت"
... یک روز از سرِ بی کاری به بچه های کلاس گفتم انشایی بنویسند با این عنوان که "فقر بهتر است یا عطر؟"
قافیه ساختن از سرگرمی هایم بود.
چند نفری از بچه ها نوشتند "فقر".
از بین علم و ثروت همیشه علم را انتخاب می کردند.
نوشته بودند که "فقر" خوب است چون چشم و گوش آدم را باز می کند و او را بیدار نگه می دارد ولی عطر، آدم را بیهوش و مدهوش می کند.
" عادت کرده بودند مزیت فقر را بگویند چون نصیبشان شده بود.
فقط یکی از بچه ها نوشته بود "عطر".
انشایش را هنوز هم دارم. جالب بود.

نوشته بود "عطر حس هایی را در آدم بیدار می کند که فقر آنها را خاموش کرده است"...!
«
دیدگاه ها (۶)

باران که شدی مپرس این خانه ی کیستسقف حرم و مسجد و میخانه یکی...

چه زیبا گفت فروغ فرخزاد : اگر...

می گویندقانون است ؛که زن بنشیندتا مرد نازش را بکشد!زن کم باش...

ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﮐﻨﻢ ﮔﻔﺘﯽ ﻧﻪﺟﺎﯼ ِ ﻣﻬﺘﺎﺏ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻧﺎﺯ ﮐﻨﻢ ﮔﻔﺘ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط