†
†
رم࣪آﻥ: مآ࣪ه خونی࣪⎯݄
ݐأر̼ت: ۴
به قَـلَمِ چوꨲیا࣪
︶҇݃︶҇݃︶҇݃︶҇݃︶҇݃𖹭𑀂ַ᷎᷈᷁݃ั︶҇݃︶҇݃︶҇݃︶҇݃︶҇݃
_نمیخای حموم کنی؟
+هوفففف باشه
اومدم پایین و رفتم داخل حموم، دازای هم پشت سرم اومد
مودش یکم عوض شد
بدون اینکه حرفی بزنه لباسامو درمیاره، بعد مال خودشو
معمولا خوشش نمیاد بانداژاش خیس بشه پس همشو سریع برمیداره...
اون لحظه اصلا به این فکر نکرد که من ممکنه به این فکر کنم که تصورم از تن بدون بانداژش چه شکلیه که با فیس تو شوک و چهره اکلیلیم مواجه شد.....
_مشکلی پیش اومده؟
+عا..ح.. نه فقط کم پیش میاد بدون بانداژ ببینمت..بنظرم هرطوری جذابی.
...
پوزخندی میزنه و بدون اینکه بهم بگه دوشو باز میکنه با هم خیس شیم
+هی..وایس-
قبل اینکه چیزی بگم توی یه بوسه رو لبم غرقم میکنه....
نمیذاره ازش جدا شم و سر تا پا باهم خیس شیم....
وقتایی که موهاش میده بالا میتونستم اون پیشونی گوگولیش رو ببینم و بعد هی بگم عیجاننننن من قربون شوهرم برمممم
کل بدنمو کف میکشه و بینشم کرم میریزه دلش میخاد ب...چلو...نتم که صدای نا.له هامم بشنوه
انگاری وقتایی که خیسم براش خوشمزه.ترم
رو گردنم و سی.نم رو مارک و ک.یس میزنه
بعد دلش میخاد خودش موهامو برام بشوره
آخرشم بعد اینکه کلی آب هدر دادیم حوله میپیچیم و میاییم بیرون
داشتم موهامو خشک میکردم
اونم داشت خودشو جمع میکرد تا بره آژانس
+هویی میخای بری آژانس؟
_آره
+هاااااااااااا آره و مرض امروز میشینی خونههههه
_نمیخام
+یا میشینی خونه یا-
اومد جلوم و لباشو به لبم چسبوند و دستمو گرفت تا تکون نخورم،
بلخره ولم کرد
_یا چی؟
نخواستم چیزی بگم و آروم لبامو به لبش چسبوندم و دستمو تو موهاش فرو بردم..
از این حرکت شوکه شد ولی باهام همراهی کرد.....
•﹏﹏﹏﹏﹏☆﹏﹏﹏﹏﹏•
دَر حال مَرگ ████████▓99%
ادامه دارد...
رم࣪آﻥ: مآ࣪ه خونی࣪⎯݄
ݐأر̼ت: ۴
به قَـلَمِ چوꨲیا࣪
︶҇݃︶҇݃︶҇݃︶҇݃︶҇݃𖹭𑀂ַ᷎᷈᷁݃ั︶҇݃︶҇݃︶҇݃︶҇݃︶҇݃
_نمیخای حموم کنی؟
+هوفففف باشه
اومدم پایین و رفتم داخل حموم، دازای هم پشت سرم اومد
مودش یکم عوض شد
بدون اینکه حرفی بزنه لباسامو درمیاره، بعد مال خودشو
معمولا خوشش نمیاد بانداژاش خیس بشه پس همشو سریع برمیداره...
اون لحظه اصلا به این فکر نکرد که من ممکنه به این فکر کنم که تصورم از تن بدون بانداژش چه شکلیه که با فیس تو شوک و چهره اکلیلیم مواجه شد.....
_مشکلی پیش اومده؟
+عا..ح.. نه فقط کم پیش میاد بدون بانداژ ببینمت..بنظرم هرطوری جذابی.
...
پوزخندی میزنه و بدون اینکه بهم بگه دوشو باز میکنه با هم خیس شیم
+هی..وایس-
قبل اینکه چیزی بگم توی یه بوسه رو لبم غرقم میکنه....
نمیذاره ازش جدا شم و سر تا پا باهم خیس شیم....
وقتایی که موهاش میده بالا میتونستم اون پیشونی گوگولیش رو ببینم و بعد هی بگم عیجاننننن من قربون شوهرم برمممم
کل بدنمو کف میکشه و بینشم کرم میریزه دلش میخاد ب...چلو...نتم که صدای نا.له هامم بشنوه
انگاری وقتایی که خیسم براش خوشمزه.ترم
رو گردنم و سی.نم رو مارک و ک.یس میزنه
بعد دلش میخاد خودش موهامو برام بشوره
آخرشم بعد اینکه کلی آب هدر دادیم حوله میپیچیم و میاییم بیرون
داشتم موهامو خشک میکردم
اونم داشت خودشو جمع میکرد تا بره آژانس
+هویی میخای بری آژانس؟
_آره
+هاااااااااااا آره و مرض امروز میشینی خونههههه
_نمیخام
+یا میشینی خونه یا-
اومد جلوم و لباشو به لبم چسبوند و دستمو گرفت تا تکون نخورم،
بلخره ولم کرد
_یا چی؟
نخواستم چیزی بگم و آروم لبامو به لبش چسبوندم و دستمو تو موهاش فرو بردم..
از این حرکت شوکه شد ولی باهام همراهی کرد.....
•﹏﹏﹏﹏﹏☆﹏﹏﹏﹏﹏•
دَر حال مَرگ ████████▓99%
ادامه دارد...
- ۶۷۳
- ۲۷ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط