{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خب معرفی میکنم تنها بانوی خوش معرفتی که چالشمونو انجام

خب ، معرفی میکنم تنها بانوی خوش معرفتی که چالشمونو انجام داد ( وایییی خودایاااااا خیلی شخصیت قشنگی شدددددد ععععرررررر)
نوشته ای از بانو :
https://wisgoon.com/pilus

ابیگل شبیه فصلی‌ست که هیچ تقویمی درست نمی‌تواند حد بگذارد برایش. از آن زن‌هایی‌ست که انگار زمان رویشان نچسبیده، فقط ردش را لمس کرده و رفته. موهای قرمزش نه رنگ، که حالِ درونش‌اند—آتش خاموشی که فقط وقتی باد بیاید، دوباره زنده می‌شود.
وقتی می‌نویسد، جهان دورش ساکت می‌شود؛ انگار خودِ هوا هم منتظر است که جمله بعدی از قلمش جاری شود. کاغذها را با دقتِ عاشقانه لمس می‌کند، مثل پوست کسی که هنوز در خاطرش مانده. سیگارش همیشه نیم‌سوخته است، چون بیشتر فکر می‌کند تا می‌کشد—و هر پیچ دود، بخشی از خودش است که آرام از بین می‌رود تا جایش برای کلمه تازه باز شود.
بویش را می‌شود دنبال کرد حتی از فاصله دور: ترکیبی از خاک باران‌خورده، جوهر، و آن عطر گرم کهنه‌ای که انگار خاطره‌ی کسی دیگر است. هر جا می‌رود، آن بو پیش‌تر از خودش می‌رسد؛ حضورش را اعلام می‌کند بی‌آن‌که حرفی بزند.
ابیگل واژه‌ها را نه برای سخن گفتن، بلکه برای بقا می‌نویسد. میان جمله‌هایش همیشه سایه‌ی کسی هست، یارش شاید، یا تصویر محوی از خویشتنِ جاگذاشته‌اش.
دیدگاه ها (۱۲)

دلم براشون تنگ شده (:

چقدر قشنگههههه ✨🫠

اینم متن خودم برای چالش :صورتی رنجور ، چهره ای مانند گچ سفید...

از زیبایی بانو فیض ببرید .

#پارت_1مرد ترسیده خودش را روی زمین میکشید تا راهی برای فرار ...

پارت دوازدهم-سیب زمینی-

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط