من نمی دانم که مادر کیست .... و چرا به او مادر می گویند .
من نمی دانم که مادر کیست .... و چرا به او مادر می گویند ...
نمی دانم که چرا چادر نمازش بوی بهشت می دهد ..
نمی دانم که چرا شانه اش تنها جایی است که آرامش تمام را به من باز می گرداند ...
نمی دانم که چرا کوفت گفتن هایش را به هزار دوستت دارم دختران هم سنم ترجیح می دهم ...
من نمی دانم مادر کیست ...و نمی دانم چرا وسعت آسمان بالای سرم به وسعت دید مادرم نیست ... و نمی دانم که گاهی ، چرا مرض فراموشی می گیرم ...
بهشت زیر پای مادرم است ، و من آن را در آسمان جستجو می کنم ..
من نمی دانم مادر کیست
اثری از خودم
نمی دانم که چرا چادر نمازش بوی بهشت می دهد ..
نمی دانم که چرا شانه اش تنها جایی است که آرامش تمام را به من باز می گرداند ...
نمی دانم که چرا کوفت گفتن هایش را به هزار دوستت دارم دختران هم سنم ترجیح می دهم ...
من نمی دانم مادر کیست ...و نمی دانم چرا وسعت آسمان بالای سرم به وسعت دید مادرم نیست ... و نمی دانم که گاهی ، چرا مرض فراموشی می گیرم ...
بهشت زیر پای مادرم است ، و من آن را در آسمان جستجو می کنم ..
من نمی دانم مادر کیست
اثری از خودم
- ۲.۸k
- ۲۱ اسفند ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط