{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرا به خانه ام ببر. از این چراغ مردگی ازین بر اب سوختن. ا

مرا به خانه ام ببر. از این چراغ مردگی ازین بر اب سوختن. از این پرنده کشتن واز این قفس فروختن. چگونه گریه سر کنم که یار غمگسار نیست. مرا به خانه ام ببر که شهر شهر یار نیست
دیدگاه ها (۳)

اگر کسی آمد و به شاخ و برگ باورهایت تبر زد،نترس..!چون دستش ب...

عزم آن دارم که امشب نیم مستپای کوبان کوزهٔ دردی به دستسر به ...

وقتی بهم گفتی که تا آخر دنیا باهاتم تازه فهمیدم که چرا میگن ...

شاهکار ادبی - نامه بدون نقطهنامه بدون نقطه" یک رعیت در زمان ...

⁨⁨مگذار باز از سفرت بی‌خبر مرایک‌ بار هم اگر شده با خود ببر ...

#شب_جمعه و #قرار_با_ارباب راس تو را به روی نی، هرچه نظاره می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط