{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برادر ناتنی بد

برادر ناتنی بد🎀


داشتم از مدرسه میومدم که مامانم بهم زنگ زد
+الو
=کجایی هانا چرا نمیای پدرت دلش میخواد ببینت
*+پدرم هه اون هیچی من هم حساب نمیشه*
+مامان تو راهم
=خب بیا دیگه دیر شد
+هوف باشههه بای بای
تلفن رو قطع کردم راه افتادم سمت آدرسی که مامانم داده بود
در زدم
یه خانوم میان سالی درو باز کرد
گفت
&تو باید هانا باشی !پدرت منتظرته!
+اره خودمم
یهو مامانم ظاهر شد
گفت
=هاااناا جاننننن
+*مرگ هانا جان من که میدونم نقشه تورو
+بله مامان
یهو یه مردی آمد با کت شلوار که مطمئن بودم اون پدرمه که بلههه خوده خونکشه‌
÷سلام دخترم من جئون جیهیون هستم پدرت امید وارم با هم خوب باشیم
+* کوفت اوغ حالم بهم خورد. نجس کثیف
+او حتما
=پس جونگ کوک کجاست
+مامان جونگ کوک کیه!؟ /تعجب/
=اهآ راستی یادم رفت بگم برادر داری
+چیییی
+*از این بد تر نداریم یک میمون دیگه هم باید تحمل کنم تف به این زندگی *
= هانا/چشم غره/
+بلهه
=برو با برادرت آشنا شو
اروم گفتم
+مامان من از اول هم با این ازدواج مخالف بودم تو به من نگفتی این یارو پسر داره وگرنه من اصلا قبول نمیکردم ازداوج کنی..
=او حالا ببین چی شده شاید باهاش کنار امدی
+امکان نداره مگه این که معجزه شه
=برو دیگه
+/چشم غره/

رفتم از پله ها بالا یع اتاق بود درش باز بود ولی برغش‌خاموش بود واردش شدم یعنی ای کاش پامو هیچ وقت اونجا نمی زاشتم ...
دیدگاه ها (۰)

برادر ناتنی بد🎀P²وارد اتاق شدم دیدم چراغ ها همه خاموشه رفتم ...

برادر ناتنی بد🎀P³ کثافت اشغال دارم برات. زنگ زدن به یوری گفت...

برااادر ناااتنی بد🎀__________ژنرال: طنز/ عاشقانه/ غمگین تعدا...

سلامممم🎀فیک برادر ناتنی بد رو میزارم حمایت کنید گشنگ‌ هاا🥺❤

part12

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط