برادر ناتنی بد
برادر ناتنی بد🎀
P²
وارد اتاق شدم دیدم چراغ ها همه خاموشه رفتم سمت تختی که اونجا بود دراز کشیدم
+/جیغ/
_چته
+تو زیر پتو چیکار میکنی
_آدم زیر پتو چیکار میکنه
+صبر کن ببینم چقدر صدات آشنایه
برغ روشن کردم
دیدم بلههه
برادر ناتنی من قلدر کلاسمونههه
لبخند مسخره ای زدم
گفت
_تو اینجا چه غلطی میکنی
+اولا غلط رو تو میکنی دوما من خواهر جدیدتم
_چی
_*همینو کم داشتیم یع مزاحم
_هوف بلند شو از روی کمرم
+من کنه هنوز نشستم /لبخند شیطانی/
+*جئون جونگ کوک باید تاون این که بچه های مدرسه رو اذیت می کردی رو بدی هاهاهاا
پریدم روش که
گفت
_پاشو گم شو
+فکرشم نکن/خنده شیطانی/
یهو مامانم آمد
=هانا دیونه پسر قشنگمو چیکار داری
+مامان پسرت
=اره
پاشو دم
دیدم داره پوزخند میزنه
+براش فا/k نشون دادم و رفتم بیرون.
P²
وارد اتاق شدم دیدم چراغ ها همه خاموشه رفتم سمت تختی که اونجا بود دراز کشیدم
+/جیغ/
_چته
+تو زیر پتو چیکار میکنی
_آدم زیر پتو چیکار میکنه
+صبر کن ببینم چقدر صدات آشنایه
برغ روشن کردم
دیدم بلههه
برادر ناتنی من قلدر کلاسمونههه
لبخند مسخره ای زدم
گفت
_تو اینجا چه غلطی میکنی
+اولا غلط رو تو میکنی دوما من خواهر جدیدتم
_چی
_*همینو کم داشتیم یع مزاحم
_هوف بلند شو از روی کمرم
+من کنه هنوز نشستم /لبخند شیطانی/
+*جئون جونگ کوک باید تاون این که بچه های مدرسه رو اذیت می کردی رو بدی هاهاهاا
پریدم روش که
گفت
_پاشو گم شو
+فکرشم نکن/خنده شیطانی/
یهو مامانم آمد
=هانا دیونه پسر قشنگمو چیکار داری
+مامان پسرت
=اره
پاشو دم
دیدم داره پوزخند میزنه
+براش فا/k نشون دادم و رفتم بیرون.
- ۲۸۱
- ۰۶ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط