سناریو:وقتی تو خواب گریه میکردی و...
سناریو:وقتی تو خواب گریه میکردی و...
[هیونگ لاین]
نامجون:
با تکون خوردن تخت و صدای داد زدنت که داشتی اسمشو صدا میزدی از خواب پرید..چشمات بسته بود و گونت خیس
نگران تکونت داد تا بیدار شی:"هی ا.ت...عزیزم بیدار شو..ا.ت؟؟"
اروم صدات میکردی و تو یک دفعه ای از خواب پریدی و اسمشو زیر لب صدا زدی..چند لحظه طول کشید تا به خودت اومدی
روی تخت نشستی و اون یه لیوان اب دستت داد و اشکاتو پاک کرد..خواستی شروع به صحبت کنی:"من..من..نمیدونم چیشد..و..ولی"
حرفتو قطع کرد:"نمیخوام الان چیزی تعریف کنی..فقط اروم باش و استراحت کن باشه؟"
_"نمیخواستم از خواب بیدارت کنم ببخشید "
لبخند گرمی زد:"الان تنها چیزی که مهمه تویی نه خواب من!"
جین:
چند روزی بود که جین رفته بود سفر کاری و خونه تنها بودی
وقتی خوابیده بودی ، همون کابوس همیشگی سراغت اومد
تو خواب عرق سرد کرده بودی و صدات هر لحظه بالاتر میرفت
نفس کشیدن برات سخت شده بود و صدات تقریبا تو همه جای خونه شنیده میشد:"نه نه..نه..نمیخوام...خواهش میکنم نه.."
دست هایی روی شونه هات حس کردی و اسمتو شنیدی..با جیغ از خواب پریدی و نفهمیدی کی صورتت انقدر خیس شده..جین جلوت نشسته بود و با نگرانی نگاهت میکرد و شونه هات رو گرفته بود:"حالت خوبه؟؟"
شوکه شده بودی..:"ت..تو کی اومدی؟"
_"همین الان"
فقط نگاهش میکردی:"فقط..خواب بود؟"
لبخند زد و دستتو بوسید:"اره عزیزم..خواب بد دیدی چیزی نیست..بیا بغلم"
کشوندت تو بغلش و تا زمانی که اروم بشی سرتو نوازش کرد
یونگی:
خیلی سریع متوجه میشه که حالت خوب نیست چون نخوابیده بود و داشت رو آهنگش کار میکرد..وقتی دید حالت بده ، هدفونش رو در اورد و اومد سمتت
وقتی اشک هاتو دید با خودش گفت:"اخه کی تو خواب گریه میکنه؟"
کنارت نشست و اروم صدات زد:"هی..ا.ت؟"
بعد از چند دقیقه اروم تر شده بودی..اروم چشم هاتو باز کردی..یونگی داشت نگاهت میکرد..اسمشو زیر لب صدا زدی:"یونگی؟..همش ، همش خواب بود؟"
اروم خندید و موهاتو از روی صورتت کنار زد:"همش..همش خواب بود"
متوجه خیسی صورتت شدی و اشکاتو پاک کردی:"تو جرا بیداری؟"
سرشو نزدیکت اورد و پیشونیتو بوسید اروم گفت:"چون یه نفر اینجا راحت نخوابیده بود و حالش بد بود..حالا استراحت کن"
جی هوپ:
تو خواب عمیقی بود که با صدای گریه ات از خواب پرید
خواب آلود گفت:"هوم؟چی؟چی چیشده؟؟"
فهمید که خوابیدی و داری گریه میکنی..از جاش بلند شد و اروم سمتت اومد:"هی..هی ا.ت؟"
اروم بیدار شدی..اب دهنتو قورت دادی:"جی هوپ؟"
موهای ژولیده و چشماش خواب آلود و خسته بود..با لحن مهربونی گفت:"جانم؟"
_"من...گریه میکردم؟"
سرشو تکون داد:"فکر کنم خواب بد دیدی..چیزی نیست عزیزم استراحت کن..من اینجام"
دستشو گرفتی:"پیشم بمون"
دستتو فشرد:"من همینجام..تو فقط استراحت کن"
مکنه لاینش هم زود زود میزارم ✨️
یه مدت به خاطر اینکه گزارش شده بودم و خودمم سرما خورده بودم و کلا سرم بکم شلوغ بود و چون حمایت ها خیلی خوب نیست متاسفانه همش انفالو میشم فیک نذاشتم
مرسی از تمام کسایی که درک کردن و درک میکنن❤️
[هیونگ لاین]
نامجون:
با تکون خوردن تخت و صدای داد زدنت که داشتی اسمشو صدا میزدی از خواب پرید..چشمات بسته بود و گونت خیس
نگران تکونت داد تا بیدار شی:"هی ا.ت...عزیزم بیدار شو..ا.ت؟؟"
اروم صدات میکردی و تو یک دفعه ای از خواب پریدی و اسمشو زیر لب صدا زدی..چند لحظه طول کشید تا به خودت اومدی
روی تخت نشستی و اون یه لیوان اب دستت داد و اشکاتو پاک کرد..خواستی شروع به صحبت کنی:"من..من..نمیدونم چیشد..و..ولی"
حرفتو قطع کرد:"نمیخوام الان چیزی تعریف کنی..فقط اروم باش و استراحت کن باشه؟"
_"نمیخواستم از خواب بیدارت کنم ببخشید "
لبخند گرمی زد:"الان تنها چیزی که مهمه تویی نه خواب من!"
جین:
چند روزی بود که جین رفته بود سفر کاری و خونه تنها بودی
وقتی خوابیده بودی ، همون کابوس همیشگی سراغت اومد
تو خواب عرق سرد کرده بودی و صدات هر لحظه بالاتر میرفت
نفس کشیدن برات سخت شده بود و صدات تقریبا تو همه جای خونه شنیده میشد:"نه نه..نه..نمیخوام...خواهش میکنم نه.."
دست هایی روی شونه هات حس کردی و اسمتو شنیدی..با جیغ از خواب پریدی و نفهمیدی کی صورتت انقدر خیس شده..جین جلوت نشسته بود و با نگرانی نگاهت میکرد و شونه هات رو گرفته بود:"حالت خوبه؟؟"
شوکه شده بودی..:"ت..تو کی اومدی؟"
_"همین الان"
فقط نگاهش میکردی:"فقط..خواب بود؟"
لبخند زد و دستتو بوسید:"اره عزیزم..خواب بد دیدی چیزی نیست..بیا بغلم"
کشوندت تو بغلش و تا زمانی که اروم بشی سرتو نوازش کرد
یونگی:
خیلی سریع متوجه میشه که حالت خوب نیست چون نخوابیده بود و داشت رو آهنگش کار میکرد..وقتی دید حالت بده ، هدفونش رو در اورد و اومد سمتت
وقتی اشک هاتو دید با خودش گفت:"اخه کی تو خواب گریه میکنه؟"
کنارت نشست و اروم صدات زد:"هی..ا.ت؟"
بعد از چند دقیقه اروم تر شده بودی..اروم چشم هاتو باز کردی..یونگی داشت نگاهت میکرد..اسمشو زیر لب صدا زدی:"یونگی؟..همش ، همش خواب بود؟"
اروم خندید و موهاتو از روی صورتت کنار زد:"همش..همش خواب بود"
متوجه خیسی صورتت شدی و اشکاتو پاک کردی:"تو جرا بیداری؟"
سرشو نزدیکت اورد و پیشونیتو بوسید اروم گفت:"چون یه نفر اینجا راحت نخوابیده بود و حالش بد بود..حالا استراحت کن"
جی هوپ:
تو خواب عمیقی بود که با صدای گریه ات از خواب پرید
خواب آلود گفت:"هوم؟چی؟چی چیشده؟؟"
فهمید که خوابیدی و داری گریه میکنی..از جاش بلند شد و اروم سمتت اومد:"هی..هی ا.ت؟"
اروم بیدار شدی..اب دهنتو قورت دادی:"جی هوپ؟"
موهای ژولیده و چشماش خواب آلود و خسته بود..با لحن مهربونی گفت:"جانم؟"
_"من...گریه میکردم؟"
سرشو تکون داد:"فکر کنم خواب بد دیدی..چیزی نیست عزیزم استراحت کن..من اینجام"
دستشو گرفتی:"پیشم بمون"
دستتو فشرد:"من همینجام..تو فقط استراحت کن"
مکنه لاینش هم زود زود میزارم ✨️
یه مدت به خاطر اینکه گزارش شده بودم و خودمم سرما خورده بودم و کلا سرم بکم شلوغ بود و چون حمایت ها خیلی خوب نیست متاسفانه همش انفالو میشم فیک نذاشتم
مرسی از تمام کسایی که درک کردن و درک میکنن❤️
- ۱.۴k
- ۱۸ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط