پارت ۸
پارت ۸
پرش زمانی به شب قبل
کوک : ازت خوشم میاد
نیلا : منم ازت همینطور
کوک: یه بوس بهم میدی (با لحن کیوت)
نیلا : نمیدم( با لحن لوس)
کوک: اگه ندی برات بد میشه هاااااا
نیلا: چجوری اونوقت هوممممم
کوک : خودت مثل آدم یه بوس بده
نیلا: نمیخوام
کوک : باش
کوک نیلا رو براید استایل بغل کرد و به سمت اتاق راهی شد
بدون توجه به دست و پاهایی که میزد انداختم روی تخت و لباساشو پاره کرد
نیلا با صورت نگرانش گفت
نیلا : چکار میکنی
کوک در حالی که لبخند شیطنتآمیزی به لب داشت گفت
کوک : فقط میخوام امشب رو برات به یه شب خاطره ساز تبدیل کنم
بدون معطلی لباس اای خودش رو هم درآورد و خیمه زد روی نیلا
نیلا ولم کننننن بیا هر چند میخوای بوسم کن فقط این کارو نکن
کوک دیگه دیره
نیلا: کوککککک
با ولع لباشو به دندون گرفت و بوسید و بعد به سمت گردنش و بعد پایین تر به سمت سینه هاش رفت و آثار کبودی رو جا گذاشت
همین هین دستش رو به سمت پایین تنه نیلا برد و انگشتاش رو میمالید دور سوراخش
نیلا : اییی کوک نکننننن
کوک : حرف نباشه
انگشت هاش فرو کرد و توی سوراخش بالا پایین میکرد
نیلا : اییییی کوک میسوزهههه
کوک : تحمل کن بیبی کم تاقتم
و بعد گازی از نوک سینه های نیلا گرفت و انگشتاش رو درآورد
نیلا نفس عمیقی کشید با خیال اینکه تموم شده ولی بعد با وارد شدن دیک کوک داخلش جیغ فرابنفشی سر داد
کوک که تحمل نداشت دستش رو گذاشت جلوی دهن نیلا و با اون یکی دستش هم سینه هاش رو فشار میداد
و همونطور توی نیلا میکوبید
حدود نیم ساعت به این کار ادامه و داد و بعد با دیدن اشکی شدن جشمای نیلا دست از سرش برداشت
کمی مستیش پریده بود
بوسه ی آرومی به لبای نیلا زد
نیلا : خیلی بدی کوک درد دارممم
کوک : ببخشید عزیزم بیا بخوابیم خوب میشی
میلا رو سمت خودش کشود و توی آغوش کشیدش و پتو دو روشون کشید و خوابیدن
این از پارت اسمات
کمی تغییر توش ایجاد شده
و اینکه همین
پرش زمانی به شب قبل
کوک : ازت خوشم میاد
نیلا : منم ازت همینطور
کوک: یه بوس بهم میدی (با لحن کیوت)
نیلا : نمیدم( با لحن لوس)
کوک: اگه ندی برات بد میشه هاااااا
نیلا: چجوری اونوقت هوممممم
کوک : خودت مثل آدم یه بوس بده
نیلا: نمیخوام
کوک : باش
کوک نیلا رو براید استایل بغل کرد و به سمت اتاق راهی شد
بدون توجه به دست و پاهایی که میزد انداختم روی تخت و لباساشو پاره کرد
نیلا با صورت نگرانش گفت
نیلا : چکار میکنی
کوک در حالی که لبخند شیطنتآمیزی به لب داشت گفت
کوک : فقط میخوام امشب رو برات به یه شب خاطره ساز تبدیل کنم
بدون معطلی لباس اای خودش رو هم درآورد و خیمه زد روی نیلا
نیلا ولم کننننن بیا هر چند میخوای بوسم کن فقط این کارو نکن
کوک دیگه دیره
نیلا: کوککککک
با ولع لباشو به دندون گرفت و بوسید و بعد به سمت گردنش و بعد پایین تر به سمت سینه هاش رفت و آثار کبودی رو جا گذاشت
همین هین دستش رو به سمت پایین تنه نیلا برد و انگشتاش رو میمالید دور سوراخش
نیلا : اییی کوک نکننننن
کوک : حرف نباشه
انگشت هاش فرو کرد و توی سوراخش بالا پایین میکرد
نیلا : اییییی کوک میسوزهههه
کوک : تحمل کن بیبی کم تاقتم
و بعد گازی از نوک سینه های نیلا گرفت و انگشتاش رو درآورد
نیلا نفس عمیقی کشید با خیال اینکه تموم شده ولی بعد با وارد شدن دیک کوک داخلش جیغ فرابنفشی سر داد
کوک که تحمل نداشت دستش رو گذاشت جلوی دهن نیلا و با اون یکی دستش هم سینه هاش رو فشار میداد
و همونطور توی نیلا میکوبید
حدود نیم ساعت به این کار ادامه و داد و بعد با دیدن اشکی شدن جشمای نیلا دست از سرش برداشت
کمی مستیش پریده بود
بوسه ی آرومی به لبای نیلا زد
نیلا : خیلی بدی کوک درد دارممم
کوک : ببخشید عزیزم بیا بخوابیم خوب میشی
میلا رو سمت خودش کشود و توی آغوش کشیدش و پتو دو روشون کشید و خوابیدن
این از پارت اسمات
کمی تغییر توش ایجاد شده
و اینکه همین
- ۱۲۲
- ۱۱ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط