ONLY MINE
ONLY MINE
PART 64
ا/ت . وقتی جونگ کوک بازم کرد از شدت ترس بی اختیار بغلش کردم و تو بغلش گریه کردم ....
کوک. اصلا انتظار نداشتم ا/ت این کار رو بکنه و با این حرکتش چشمام چهار تا شد میخواستم از خودم جداش کنم اما با لرزش بدنش فهمیدم خیلی ترسیده و و البته حقم داشت برای همین آروم دستم رو پشتش گذاشتم و چند بار آروم به پشتش تا آروم بشه .....
یه نگاهی به فرمانده کیم انداختم و وقتی دیدم داره با یه لبخند ملیح نگام میکنه سریع ا/ت رو از خودم جدا کردم ...
کوک. خیل خوب بسه .... الان دیگه سالم و درامانی......گریه نکن بیا بریم پایین ....
ا/ت . هق میزد و اشکاشو پاک کرد و سعی کرد که آروم باشه ..
کوک. رفت سمت فرمانده کیم و دستش رو روی شونه اش گذاشت و گفت ... خوشحالم که سالمی فرمانده.... نباید اینطور به خطرت مینداختم.
کیم. مافیا یعنی خطر و ریسک و من از همون روزی که با شما شروع به کار کردم آماده هر اتفاقی بودم قربان . .. ( لبخند کوچکی زد
کوک . متقابلا لبخند زد و گفت خیل خوب بریم پایین ... باید برگردیم باند امشب جشن بزرگی توی باند به مناسبت کشته شدن بزرگ ترین دشمنمون میگیریم .
کیم . حتما قربان .....راستی قربان کیف مدارک .... ( کیف دستش بود و دادش به جونگ کوک
کوک. ووو اینا هنوز سالمه؟ فکر کردم با چانگ هو از بین رفت .
کیم . قبل از اینکه چانگ هو پرت کنم پایین برای اینکه قافل گیرش کنم سریع کیف رو ازش گرفتم و به عقب پرت کردم و با لگد پرتش کردم پایین .
کوک. الحق که فرمانده خودمی....خنده آروم خیل خوب دیگه بریم ..
ادمین. جونگ کوک و افرادش به باند رفتن و کوک برای اون شب یه جشن بزرگ تدارک و ا/ت رو به عمارت پیش میرا و جینو برد تا با اونا آماده بشه و به جشن بیاد چون جونگ کوک قبل از اینکه ا/ت تصادف کنه میخواست ا/ت رو به عنوان یکی از وکیل های باند معرفی کنه چون اون دیده بود که چندتا از پرونده های مهم چانگ هو رو به درستی مدیریت و حل کرد و از همه مهم تر این بود که ا/ت آموزش دیده فرمانده هان لایقش بود ...
ادامه دارد......
PART 64
ا/ت . وقتی جونگ کوک بازم کرد از شدت ترس بی اختیار بغلش کردم و تو بغلش گریه کردم ....
کوک. اصلا انتظار نداشتم ا/ت این کار رو بکنه و با این حرکتش چشمام چهار تا شد میخواستم از خودم جداش کنم اما با لرزش بدنش فهمیدم خیلی ترسیده و و البته حقم داشت برای همین آروم دستم رو پشتش گذاشتم و چند بار آروم به پشتش تا آروم بشه .....
یه نگاهی به فرمانده کیم انداختم و وقتی دیدم داره با یه لبخند ملیح نگام میکنه سریع ا/ت رو از خودم جدا کردم ...
کوک. خیل خوب بسه .... الان دیگه سالم و درامانی......گریه نکن بیا بریم پایین ....
ا/ت . هق میزد و اشکاشو پاک کرد و سعی کرد که آروم باشه ..
کوک. رفت سمت فرمانده کیم و دستش رو روی شونه اش گذاشت و گفت ... خوشحالم که سالمی فرمانده.... نباید اینطور به خطرت مینداختم.
کیم. مافیا یعنی خطر و ریسک و من از همون روزی که با شما شروع به کار کردم آماده هر اتفاقی بودم قربان . .. ( لبخند کوچکی زد
کوک . متقابلا لبخند زد و گفت خیل خوب بریم پایین ... باید برگردیم باند امشب جشن بزرگی توی باند به مناسبت کشته شدن بزرگ ترین دشمنمون میگیریم .
کیم . حتما قربان .....راستی قربان کیف مدارک .... ( کیف دستش بود و دادش به جونگ کوک
کوک. ووو اینا هنوز سالمه؟ فکر کردم با چانگ هو از بین رفت .
کیم . قبل از اینکه چانگ هو پرت کنم پایین برای اینکه قافل گیرش کنم سریع کیف رو ازش گرفتم و به عقب پرت کردم و با لگد پرتش کردم پایین .
کوک. الحق که فرمانده خودمی....خنده آروم خیل خوب دیگه بریم ..
ادمین. جونگ کوک و افرادش به باند رفتن و کوک برای اون شب یه جشن بزرگ تدارک و ا/ت رو به عمارت پیش میرا و جینو برد تا با اونا آماده بشه و به جشن بیاد چون جونگ کوک قبل از اینکه ا/ت تصادف کنه میخواست ا/ت رو به عنوان یکی از وکیل های باند معرفی کنه چون اون دیده بود که چندتا از پرونده های مهم چانگ هو رو به درستی مدیریت و حل کرد و از همه مهم تر این بود که ا/ت آموزش دیده فرمانده هان لایقش بود ...
ادامه دارد......
- ۳۴.۷k
- ۲۲ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط