{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همه رفتند ، فقط من عقب قافله ام . . .

همه رفتند ، فقط من عقب قافله ام . . .
بی حواسم ، کسلم ، ساکت و بی حوصله ام

حاصل عمر مرا در چمدانت بستی . . .
آه ، بدجور، زمین خورده ی این فاصله ام

هیچ کس بعد تو دنیای مرا درک نکرد
سالها رفته ولی حل نشده مسئله ام

عشق ، تصمیم گرفته ست که ویران بشوم
چند سالی ست که روی گسل زلزله ام

چند سالی ست که تو قله نشینی و هنوز
لنگ لنگان وسط دامنه هایت ، یله ام

قاصدک ها ، خبر جشن تو را آوردند !
کاش می شد که به گوشت برسد هلهله ام.
دیدگاه ها (۲)

شب شد خیال آمدنت را به من بدهحسِ عزیز در زدنت را به من بدهام...

حرمت چشم ترم آهسته آهسته شکستقدر دل را دلبرم آهسته آهسته شکس...

از تو میخوانم برایت تا بمانی در نگاهتا بسازی با روانم با شرو...

هر لحظه بدون تو نفس، مفت گرانستاین حالت بی حوصلگی شاهد آنسته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط