{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مردی در اتومبیل گران قیمت خود با سرعت فراوان از خیابان کم

مردی در اتومبیل گران قیمت خود با سرعت فراوان از خیابان کم رفت و آمدی می گذشت.
ناگهان از بین دو اتومبیل پارک شده در کنار خیابان یک پسر بچه آجری به سمت او پرتاب کرد. پاره آجر به اتومبیل او برخورد کرد. پایش را روی ترمز گذاشت و سریع پیاده شد و دید که اتومبیلش صدمه زیادی دیده. به طرف پسرک رفت و او را سرزنش کرد.
پسرک گریان با تلاش بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پیاده رو، جایی که برادر فلجش از روی صندلی به زمین افتاده بود جلب کند.
پسرک گفت: اینجا خیابان خلوتی است و به ندرت کسی از آن عبور می کند.برادر بزرگم از روی صندلی به زمین افتاد و من زور کافی برای بلند کردنش ندارم.
برای اینکه شما را متوقف کنم، ناچار شدم از پاره آجر استفاده کنم مرد بسیار متاثر شد و ازپسر عذرخواهی کرد؛ برادر پسرک را بلند کرد وروی صندلی نشاند.
در زندگی چنان با سرعت حرکت نکنید که دیگران مجبور شوند برای جلب توجه شما پاره آجر به سویتان پرتاب کنند.
خدا در روح ما زمزمه می کند و با قلب ما حرف می زند، زمانیکه ما وقت نداریم گوش کنیم، او مجبور می شود پاره آجری به سوی ما پرتاب کند. این انتخاب خودمان است که گوش کنیم یا نه.
دیدگاه ها (۳)

سوال شرعي يه پسر...........امروز با نامزدم بيرون بودم، تا رس...

رنگ آمیزی خدایی

ﭼﺸﻢ ﺑﺪ ﺩﻭﺭ، ﻋﻤﺮﺗﺎﻥ ﺑﺴﻴﺎﺭﻛﺲ ﻧﺒﻴﻨﺪ ﻣﻼ‌ﻟﺘﺎﻥ ﺁﻗﺎ! ﻣﺎ ﻧﻤﺮﺩﻳﻢ ﺧﻮﻥ ...

مدل تزیین هندوانه

نگارگری شهری بخش دوم

( last minute )

#حکایت_قدیمی «سواره از پیاده خبر ندارد، سیر از گرسنه»در زمان...

Broken Wings پارت دو نیمه اول

𝕾𝖎𝖑𝖊𝖓𝖈𝖊 🖤🥀𓆩 پــارت هــشــتــم 𓆪 🖤🥀ماشین سیاه آرام‌آرام نزدیک...

«سوگند عشق»⁵:partتمام چراغ‌های یوکوهاما خاموش شدند.برای چند ...

در تصاویر منتشرشده از مجمع عمومی سازمان ملل، نتانیاهو در وضع...

در تصاویر منتشرشده از مجمع عمومی سازمان ملل، نتانیاهو در وضع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط