انبه شیرین من
انبه شیرین من
Part 2
بعد از اینکه تهیونگ از اون اتاق اومد بیرون رفت از کنار یه اتاق گذشتنی دید خالیه پس رفت دنبال بچه ها تا بیان اینجا وقتی رسید دید فقط جونگکوک اونجاس و این دوتا شبیه دوتا گودزیلا و تهیونگ با حالت کمی مست نزدیک جونگکوک شد و...
تهیونگ:جونگکوک ... بچه ها کجان ؟
جونگکوک:ته چون هوسوک مست نبود ولی بقیه مست بودن اونا رو با هوسوک فرستادم برن منم موندم تا به تو بگم باید برم کار دارم بای
تهیونگ:باشه میبینمت بای
فردای اون روز
ویو جیمین
صبح از خواب پاشدم دیدم تو خونه ی خودم نیستم و با کمی نگاه کردن به دور و اطراف فهمیدم خونه ی هوسوکم از اتاق خارج شدم رفتم اتاق هوسوک که دیدم هوسوک و یونگی با هم خوابیدن
جیمین:هعیی خوش به حالشون حداقل یه نفرو دارن کنارش بخوابن و تنها نباشن
ویو یونگی
صبح از خواب پاشدم دیدم بغل هوسوکم میخواستم بیدارش کنم تا برای دانشگاه آماده بشیم وای وقتی دیدم اونطوری گوگولی خوابیده دلم نیومد(بچه ها خودم موقع نوشتن این پروانه ای شدم 😁)
ادامه دارد...
بچه ها این پارت چطور بود؟
بازم نظرتونو بهم بگین
راستی لطفا تبلیغ و حمایتم کنین
ممنون😘🥰
Part 2
بعد از اینکه تهیونگ از اون اتاق اومد بیرون رفت از کنار یه اتاق گذشتنی دید خالیه پس رفت دنبال بچه ها تا بیان اینجا وقتی رسید دید فقط جونگکوک اونجاس و این دوتا شبیه دوتا گودزیلا و تهیونگ با حالت کمی مست نزدیک جونگکوک شد و...
تهیونگ:جونگکوک ... بچه ها کجان ؟
جونگکوک:ته چون هوسوک مست نبود ولی بقیه مست بودن اونا رو با هوسوک فرستادم برن منم موندم تا به تو بگم باید برم کار دارم بای
تهیونگ:باشه میبینمت بای
فردای اون روز
ویو جیمین
صبح از خواب پاشدم دیدم تو خونه ی خودم نیستم و با کمی نگاه کردن به دور و اطراف فهمیدم خونه ی هوسوکم از اتاق خارج شدم رفتم اتاق هوسوک که دیدم هوسوک و یونگی با هم خوابیدن
جیمین:هعیی خوش به حالشون حداقل یه نفرو دارن کنارش بخوابن و تنها نباشن
ویو یونگی
صبح از خواب پاشدم دیدم بغل هوسوکم میخواستم بیدارش کنم تا برای دانشگاه آماده بشیم وای وقتی دیدم اونطوری گوگولی خوابیده دلم نیومد(بچه ها خودم موقع نوشتن این پروانه ای شدم 😁)
ادامه دارد...
بچه ها این پارت چطور بود؟
بازم نظرتونو بهم بگین
راستی لطفا تبلیغ و حمایتم کنین
ممنون😘🥰
- ۲.۲k
- ۱۹ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط