{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌‌بودنِ بعضی از آدما شبیه ساعت شنیه؛

‌‌بودنِ بعضی از آدما شبیه ساعت شنیه؛
داریشون، کنار خودت داریشون، توو دستات داریشون،
اما هر لحظه حجمِ نبودنشون زیاد و زیاد تر میشه!
و تو هیچ کاری از دستت برنمیاد؛
جز اینکه فقط تماشا کنی و ببینی کی آخرین دونه ی شن پایین میفته، آخرین بهونه ی بودن.

بعد اگه هم بخوای ساعت شنی رو زیر و رو کنی
تا واسه چند لحظه هم که شده دوباره بودنشونو به دست بیاری؛ تازه میفهمی که فقط انبوهی از "نبودن" ها رو زیر و رو کردی ..
دیدگاه ها (۱)

صبحونه هاتون اماده و محیاااااا

عطر موهاے تو مے‌ آیدبہ هر جا میروم،لامروت ، باد رابدجور عاشق...

سلام، به شنبه خوش آمدیدالهی خونه تون پرازبرکتوجودتون سلامتزن...

آرزوی من برای تو؛آغازی باشکوه درشنبهعشق در۱شنبهصلح آرامش در۲...

همخونه اجباری.. پارت 109."ویو جئون جونگ کوک"روز اول سفر...سا...

Blood contract/رمان مافیایی (تهیونگ)

✈️ چند روز بیشترپارت ۱۲ چند ساعت بعد، لیا تقریباً همه‌چیز رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط