{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

my darling

5 سال بعد :
ا/ت:دستمو بالا آوردم و تقه ای به در زدم
با صدای بفرمایید کریس در اتاقو باز کردم و رفتم تو
توی دستم یه بشقاب پر میوه برای کریس بود و بخاطر اون وروجک توی شکمم راه رفتن برام سخت شده بود
ا/ت:دیروقته گفتم برات میوه بیارم
رفتم دم میزش و و بشقاب میوه رو گذاشتم جلوش
با لبخند سرشو اورد بالا و بوسه ای روی دستم و شکمم گذاشت
کریس:چرا زحمت کشیدی قربونت برم؟دستت درد نکنه
با یه لحن خواهشی گفتم:کریسسس؟
چشماشو بست و هوفی کشید:نه عزیزم اصرار نکن نمیشه
ا/ت:آخه بچه میخواد
کریس:عشقم من نمیدونم این چه ویارهاییه که تو داری،از اون اول که چای خشک خشک میخوری،اینجا هم که میخوای پنبه بخوری؟آخه قربون صورتت منطقیه به نظرت؟من الان برم به یکی بگم زنم ویار پنبه داره نمیگن کِی از تیمارستان فرار کردی؟
اصن خودت دقت کردی چقدر عجیبه پنبه خوردن؟آخه مگه میشه؟
ا/ت:خوب آخه کریس بچه میخواددد
کریس:بچه پنبه نمیدونه چیه عزیزدلم
چند ثانیه ای به کاغذایی که کریس باهاشون ور میرفت زل زدم،کریس رد نگاهمو گرفت و فهمید چرا بهشون زل زدم
کریس:نه عزیزدلم نه،کاغذ نه
ا/ت:کریییسسسسسسسسس
کریس یه نارنگی از توی بشقاب میوه ای که براش آماده کرده بودم برداشت و گذاشت دهنم:نگاه کن،میوه هایی به این خوشمزگی،چرا پنبه و کاغذ آخه؟
ا/ت:آلبالو میخوام
و کریس رو مجبور کردی که بره و توی زمستون برات آلبالو پیدا کنه.
شاید اگه اون شب ا/ت خودشو لو نمیداد که اون هم توی دبیرستان روی کریستوفر کراش داشته،هیچ موقع همچین سرنوشتی نصیبشون نمیشد. . . !
...
#بنگچان #استری_کیدز #وانشات #تک_پارتی #kpop
دیدگاه ها (۱۴)

خوشحال میشم نظرتونو بهم بگیدو اینکه بگید برای سناریو بعدی کی...

My goddess

Falling angel

my darling

درمانگر عشق. فصل دوم. پارت۱۶

چند پارتی نامجون درخواستی وقتی بین تو و داداشت فرق میذاشت pa...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط