my darling
P2
ا/ت:
با یه سردرد وحشتناک چشمامو باز کردم،یه مرد چهارشونه قدبلند جلوی تخت نشسته بود و مشغول سیگار کشیدن بود و همون شخص نقابدار پشت سرش مثل یه بادیگارد وایستاده بود
ا/ت:توی کی ای دیگه؟
وایسا ببینم...کریستوفر بنگچان؟کلاس دوازده بی؟
کریس:خوشم میاد مثل قبل باهوشی
ا/ت:فکر کنم همون 5 سال پیش جوابتو دادم نه؟یا هنوز هم مثل اون موقع ول کن نیستی،البته اگه بزرگ شده بودی الان منو نمیدزدی
فلش بک 5 سال پیش:
ا/ت:داشتم توی راهرو مدرسه قدم میزدم با کتابای تستی که توی دستم بود،به دخترایی نگاه میکردم که با دوستاشون راجب کراشاشون حرف میزدن،دوستی نداشتم،کی آخه دلش میخواد با یه خرخون که هیچ چیزی از نسلش نمیدونه دوست بشه،بهش عادت کرده بودم،تنها بودن ..
کریس:ا/تتتت،ا/تتتت وایساا
باز دوباره اون پسر!این چندروز برات هیچ آسایشی نذاشته بود،پسر محبوب مدرسه که همه از دختر و پسر براش سر و دست میشکونن،این چندروزه بهت گیر داده بود که باهاش قرار بزاری،مطمئن بودی که با دوستاش شرط بسته که باهات قرار بزاره،ولی تو خیلی برای قرار گذاشتن مشغول درس بودی
ا/ت:آقای کریستوفر بنگچان،لطفا دست از سر من بردار،برو سر یکی دیگه با دوستات شرط ببند،من اصلا وقت ندارم برای مسخره بازیای تو
کریستوفر:نمیدونم به چه چیزی قسم بخورم که باور کنی من واقعا بهت علاقه دارم،باور کن هیچ شرطی در کار نیست،هیچ موقع نبوده،چرا نمیفهمی هر موقع که میبینمت قلبم میاد تو حلقم و میخوام فقط بیام و توی بغلم بگیرمت
ا/ت:اووو اوو استپ کن آقای بنگ،خودتو گول میزنی یا منو؟عاشق چیم شدی؟جذابیتم؟صورتم؟ حداقل میخوای ایستگامو بگیری فکر شده کار کن،این همه دختر جذاب توی این مدرسه که برات سر و دست میشکونن،حالا هم برو،دیگه هم دنبالم نیا،من آدم مناسب تو نیستم،،خدانگهدار آقای بنگ
و با قدم های محکمی به سمت کتابخونه رفتی
کریس زیر لب زمزمه کرد:الان برو،ولی هر چقدر هم که زمان بگذره،تهش توی بغل من جاته
پایان فلش بک.
ا/ت:چی ازم میخوای؟
کریس:از دست اون حرومزاده نجاتت دادم،مستحق یه تشکر خشک و خالی نیستم چشم قشنگ؟
ا/ت:چشم قشنگو...هوففف،ببین آقای بنگ،درسته بابام جز یه منحرف الکلی نبود،ولی فکر نکن میتونی برای اینکه منو از دست اون نجات دادی منو زیرخواب خودت کنی!
ا/ت بلند شد و رفت سمت در،خواست جلوتر بره که کریس اونو برداشت و گذاشتش روی شونه هاش و پرتش کرد روی تخت و نشست پایین تخت
ا/ت:ولمممم کننن
کریس:وو وو وو،آروم برو جلو پرنسس،کی خواست تورو زیرخواب کنه؟کاری میکنم خودت عاشقم شی دارلینگ!
ا/ت:ببخشید؟فکر کردی کی ای که منو عاشق خودت کنی؟واقعا فکر کردی دوران مدرسه حسی بهت داشتم ؟فکر کردی اون موقع زیرزیرکی نگات میکردم؟فکر کردی دوست داشتم باهات قرار بزارم؟
عاشق چیت باید بشم؟شبیه...
کریس:شبیه چیم؟
کریس و دستیارش جیسونگ منتظر جواب ا/ت بودن
ا/ت بعد کمی مِن مِن کردن و تکون دادن دستاش تو هوا گفت:شبیه...شبیه مرغ ماهی خواری
جیسونگ،دست راست کریستوفر یه خنده ناگهانی کرد که با نگاه کریس خاموش شد.
کریس سعی کرد ظاهرشو حفظ کنه و قوی و استوار به نظر بیاد،ولی از دست اون دختر لجباز و یه دنده عصبی (به قول خودمون فشاری😔) شده بود
کریس:من...من شبیه مرغ ماهی خوارم؟
متاسفانه ا/ت نتونست بدون سرخ شدن جواب کراش پنهانی دبیرستانشو بده
ا/ت:آره مخصوصا... همه ی اون اجزای صورتت،اون بدن ورزشکاری رو فرمات هم خیلی بی ریختت کرده.
اَههه،اصن همه چیت بده،برو خودتو درست کن
یک ساعت بعد،دفتر شخصی کریستوفر
کریس:جیسونگگگگ
جیسونگ:بله قربان؟کاریم داشتید؟
کریستوفر یهو تبدیل شد به همون بچه 5 ساله معروف
با یه بغض خنده دار از جیسونگ پرسید:من واقعا شبیه مرغ ماهی خوارم؟جوابمو بده؟بدون هیچ دروغی وگرنه اخراجی!
جیسونگ:خب قربان راستش...
کریس:کشش نده یه کلام بگو هستم یا نه؟
جیسونگ:خب قربان ببخشید منو ولی بله مخصوصا....دماغتون
کریس مشتشو توی میز خالی کرد،با یه بغض خنده داری که انگار شکست عشقی خورده اونورو نگاه کرد
کریس:درستش میکنم این دخترو حالا ببین!
...
#بنگچان #استری_کیدز #وانشات #تک_پارتی #kpop
ا/ت:
با یه سردرد وحشتناک چشمامو باز کردم،یه مرد چهارشونه قدبلند جلوی تخت نشسته بود و مشغول سیگار کشیدن بود و همون شخص نقابدار پشت سرش مثل یه بادیگارد وایستاده بود
ا/ت:توی کی ای دیگه؟
وایسا ببینم...کریستوفر بنگچان؟کلاس دوازده بی؟
کریس:خوشم میاد مثل قبل باهوشی
ا/ت:فکر کنم همون 5 سال پیش جوابتو دادم نه؟یا هنوز هم مثل اون موقع ول کن نیستی،البته اگه بزرگ شده بودی الان منو نمیدزدی
فلش بک 5 سال پیش:
ا/ت:داشتم توی راهرو مدرسه قدم میزدم با کتابای تستی که توی دستم بود،به دخترایی نگاه میکردم که با دوستاشون راجب کراشاشون حرف میزدن،دوستی نداشتم،کی آخه دلش میخواد با یه خرخون که هیچ چیزی از نسلش نمیدونه دوست بشه،بهش عادت کرده بودم،تنها بودن ..
کریس:ا/تتتت،ا/تتتت وایساا
باز دوباره اون پسر!این چندروز برات هیچ آسایشی نذاشته بود،پسر محبوب مدرسه که همه از دختر و پسر براش سر و دست میشکونن،این چندروزه بهت گیر داده بود که باهاش قرار بزاری،مطمئن بودی که با دوستاش شرط بسته که باهات قرار بزاره،ولی تو خیلی برای قرار گذاشتن مشغول درس بودی
ا/ت:آقای کریستوفر بنگچان،لطفا دست از سر من بردار،برو سر یکی دیگه با دوستات شرط ببند،من اصلا وقت ندارم برای مسخره بازیای تو
کریستوفر:نمیدونم به چه چیزی قسم بخورم که باور کنی من واقعا بهت علاقه دارم،باور کن هیچ شرطی در کار نیست،هیچ موقع نبوده،چرا نمیفهمی هر موقع که میبینمت قلبم میاد تو حلقم و میخوام فقط بیام و توی بغلم بگیرمت
ا/ت:اووو اوو استپ کن آقای بنگ،خودتو گول میزنی یا منو؟عاشق چیم شدی؟جذابیتم؟صورتم؟ حداقل میخوای ایستگامو بگیری فکر شده کار کن،این همه دختر جذاب توی این مدرسه که برات سر و دست میشکونن،حالا هم برو،دیگه هم دنبالم نیا،من آدم مناسب تو نیستم،،خدانگهدار آقای بنگ
و با قدم های محکمی به سمت کتابخونه رفتی
کریس زیر لب زمزمه کرد:الان برو،ولی هر چقدر هم که زمان بگذره،تهش توی بغل من جاته
پایان فلش بک.
ا/ت:چی ازم میخوای؟
کریس:از دست اون حرومزاده نجاتت دادم،مستحق یه تشکر خشک و خالی نیستم چشم قشنگ؟
ا/ت:چشم قشنگو...هوففف،ببین آقای بنگ،درسته بابام جز یه منحرف الکلی نبود،ولی فکر نکن میتونی برای اینکه منو از دست اون نجات دادی منو زیرخواب خودت کنی!
ا/ت بلند شد و رفت سمت در،خواست جلوتر بره که کریس اونو برداشت و گذاشتش روی شونه هاش و پرتش کرد روی تخت و نشست پایین تخت
ا/ت:ولمممم کننن
کریس:وو وو وو،آروم برو جلو پرنسس،کی خواست تورو زیرخواب کنه؟کاری میکنم خودت عاشقم شی دارلینگ!
ا/ت:ببخشید؟فکر کردی کی ای که منو عاشق خودت کنی؟واقعا فکر کردی دوران مدرسه حسی بهت داشتم ؟فکر کردی اون موقع زیرزیرکی نگات میکردم؟فکر کردی دوست داشتم باهات قرار بزارم؟
عاشق چیت باید بشم؟شبیه...
کریس:شبیه چیم؟
کریس و دستیارش جیسونگ منتظر جواب ا/ت بودن
ا/ت بعد کمی مِن مِن کردن و تکون دادن دستاش تو هوا گفت:شبیه...شبیه مرغ ماهی خواری
جیسونگ،دست راست کریستوفر یه خنده ناگهانی کرد که با نگاه کریس خاموش شد.
کریس سعی کرد ظاهرشو حفظ کنه و قوی و استوار به نظر بیاد،ولی از دست اون دختر لجباز و یه دنده عصبی (به قول خودمون فشاری😔) شده بود
کریس:من...من شبیه مرغ ماهی خوارم؟
متاسفانه ا/ت نتونست بدون سرخ شدن جواب کراش پنهانی دبیرستانشو بده
ا/ت:آره مخصوصا... همه ی اون اجزای صورتت،اون بدن ورزشکاری رو فرمات هم خیلی بی ریختت کرده.
اَههه،اصن همه چیت بده،برو خودتو درست کن
یک ساعت بعد،دفتر شخصی کریستوفر
کریس:جیسونگگگگ
جیسونگ:بله قربان؟کاریم داشتید؟
کریستوفر یهو تبدیل شد به همون بچه 5 ساله معروف
با یه بغض خنده دار از جیسونگ پرسید:من واقعا شبیه مرغ ماهی خوارم؟جوابمو بده؟بدون هیچ دروغی وگرنه اخراجی!
جیسونگ:خب قربان راستش...
کریس:کشش نده یه کلام بگو هستم یا نه؟
جیسونگ:خب قربان ببخشید منو ولی بله مخصوصا....دماغتون
کریس مشتشو توی میز خالی کرد،با یه بغض خنده داری که انگار شکست عشقی خورده اونورو نگاه کرد
کریس:درستش میکنم این دخترو حالا ببین!
...
#بنگچان #استری_کیدز #وانشات #تک_پارتی #kpop
- ۱.۶k
- ۰۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط