{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هم دعا کن گره از کار تو بگشاید عشق

هم دعا کن گره از کار تو بگشاید عشق....
هم دعا کن گره تازه نیفزاید عشق....
قایقی در طلب موج به دریا زد و رفت
باید از مرگ نترسید، اگر باید عشق....
عاقبت راز دلم را به لبانش گفتم
شاید این بوسه به نفرت برسد، شاید عشق.....
شمع روشن شد و پروانه به آتش پیوست
می توان سوخت اگر امر بفرماید عشق....
پیله رنج من ابریشم پیراهن شد
شمع حق داشت، به پروانه نمی آید عشق....

نبض شعر از : فاضل نظری
تلخیص و اختلاط : سعید
دیدگاه ها (۳)

تو را من زهر شیرین خوانم ای عشق، که نامی خوش‌تر از اینت ندان...

الهی دردهایی هست که نمی توان گفت و گفتنی هایی هست که هیچ قلب...

پیش لب و زلفش ای دل از چه حیرانی؟چون ابروی شوخ او بینی؛ مکن ...

گفتم عقلم ، گفت که حیران منست.گفتم جانم ، گفت که قربان منست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط