{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در وطن مثل غریبانم،نمی دانم چرا

در وطن مثل غریبانم،نمی دانم چرا

روز و شب سر در گریبانم، نمی دانم چرا

هر که از روی دل جانم فدایش می کنم

مثل عقرب می زند نیشم، نمی دانم چرا
دیدگاه ها (۱)

من بی تو دمی قرار نتوانم کرداحسان ترا شمار نتوانم کردگر بر ت...

دیشب باران قرار با پنجره داشتروبوسی آبدار با پنجره داشتیکریز...

در دفتر شعر من صدا پنهان استیک رود پر از ستاره در جریان استم...

در مذهب عاشقان قرار دگر استوین باده ناب را خمار دگر استهر عل...

نیستی و من، میانِ این همه سکوتنمی‌دانم با دلم چه کنم…هر شب ت...

آمدی…بی‌صدا،مثل رد پای باران روی خاکِ خشکِ دلم.نه گفتی، نه ن...

طبیعت

عاشقانه های شبنم

🤍 #طُ را که دوست دارم، دنیا کمی آهسته‌تر می‌چرخد... چای، خو...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❽_بخش اول_عین خیال هیچکس نیستیم؛ این را بفهم!تنه...

امام #زمانمدلم برای ورود تو لحظه شماری می‌کند و حنجره ام تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط