{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک مافیایی شب پارت

🖤فیک مافیایی شب پارت23🖤


تهیونگ: فک کنم حافظت پاک شده داداش
من شما سه روزه بیهوشی و این سه روز
رونا ازت مراقبت میکرد یک لحظه هم از پیشت تکون نخورده...
کوک: چــــــی سه روزه؟
رونا: با یه صدای دادی بلند شدم چی کوک بهوش اومدی و کنترلم رو از دست دادم و بغلش کرد..
کوک: رونا بلند شد و یهو بغلم کرد
ایییی رونا زخمم..
رونا: ببخشید کنترلم رو از دست دادم
کوک: نمیدونم چرا ولی یهو خندم گرفت
تهیونگ: جلل خالق تو خندیدی اره من دیدم خندیدی.
کوک: نه نخندیدم..
رونا: چرا منم دیدم خندیدی....
کوک: برید بیرون میخوام استراحت کنم..
تهیونگ و رونا: چشم و خنده زیرکی
کوک: نمیدونم چرا ولی وقتی رونا رو میبینم تپش قلب میگیرم و خوشحالم میکنه و باعث میشه بخندم
رونا: وای چرا وقتی بغلش کردم دوس نداشتم ولش کنم وای خدا فک کنم عاشق شدم
دیدگاه ها (۰)

🖤فیک مافیایی شب پارت 24🖤دوجین: خیلی عصبانیم چطور تونستن انبا...

🖤فیک مافیایی شب پارت 25🖤رونا: هیچی من خوبم. منم خیلی دوستت د...

🖤🥺🥀

عشوه های دلبر هوش اورد به سرم:) ❤🥺

عشق فراموش شده

عشق فاش شده من

تکپارتی کوتاه از کوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط