{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part

part.63.
_.. قبل اینکه بریم خونه من یه چیزایی آماده کردم بریم ببینیم..
+..چیی..
_.. میفهمییی..
سوار ماشین شدیم یه جایی پیاده شدیم یه خونه ی خوشگل بود
(اسلاید اول)
+..اینجااااااا..
_..نظرت چیه با تهیونگ امادش کردیم خونه ی خودمو خودتو جونگ یونه..
+..جدی..
_..بریم توو چیزای دیگه ای هم هستن ..
رفتیم توش
روی یک میز پر وسیله بود
(اسلاید هاا
۱.کیف
۲.انگشترای ازدواج
۳.کفش های جی یون
۴.سرویس طلا
۵.کفش کوکی
۶.اتاق خواب)
همرو دیدم خیلی خوشگل بود و ذوق کردم کوکی داشت به ذوق من نگاه میکرد
پریدم بغلش
_..میخوای جای که قراره به فاکت بدمون ببینی..
+..اتاقو میگی..
_..اوهوم..
+..بریم..
رفتیم تو اتاق
واوووووو
_..خوشت اومد..
+..تو کی همه‌ی اینا رو آماده کردی..
_..قبل اینکه بهت پیشنهاد برم..
+..عاشقتمممممم❤️..
_..نمی دونستم انقدر پول دوست داری اخه از اون موقع بیشتر بهم عشق میورزی..
+..کی گفته من چون تو بهم اهمیت دادی خوشحالم ..
_..مگه بقیه ی وقتا نمی دم‌.
+..میدی ولی این دور از انتظار من بود ..
_..باشه حرفتون می‌پذیرم..
+..یه چیزی بگم..
_..بگو..
+..جونگ کوک ییی من خیلی دوست دارم انقدر که بدون تورو نمی تونم تصور کنم در گذشته اتفاقات زیادی افتاده ولی تو همه چیز منی وقتی با تو ام هس میکنم تو بهشتم چون فرشته ای مثل تو کنارمه..
جونگ کوک احساساتی شد
_..منم نمی تونم تصور کنم بهت قول میدم هيچوقت ترکت نکنم..
+..منم بهت قول میدم..
اومد جلوم از کمرم گرفت و به خودش چسبوند
منم دستمو دوی زاویه فکش گذاشتم قد بلندی کردم و
دیدگاه ها (۰)

part .62.همه تعظیم کردن از اون فروشگاه گرونه بودرفتم تو اتاق...

part.61.پوشیدم (اسلاید ۱ )از پشت در_..میتونم بیام تو..+..اره...

part34 عشق پنهان 《ویو ات》صبحونه ای که جونگ کوک آماده کرده بو...

شب تولدم پارت 15 ات: 80 درصد جونگ کوک: نه بابا تهیونگ و جیمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط