{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیوارهای شهر من

دیوارهای شهر من
همیشه، لااقل یک کلیه برای فروش دارند
دیوارهایی که بورس بخت های
برگشته ای اند
که شاخصش درد است و
مدام در نوسان
رشد شاخص بورس
دردهای بهادار شهر من
رابطه مستقیم با مثبت و
منفی خون ندارد
بلکه همبستگی معکوس دارد
با تحقق رویاهای یک نسل
همان نسلی که بدون اطلاع ما
با هم قرار گذاشته بودند
تا از آن به بعد
اتوبوس را مجانی سوار شوند
و قرار بود که ماه به ماه
از نیامدن قبض های آب و
برق و گاز
حوصله شان سر رود
که چرا بهانه ای ندارند برای
رفتن به بانک
حالا تمام آن بهانه ها
بر روی بالش
ماتم می شود در تیک تاک دقیقه ها
تا هشت صبح فردا
که هر چه پهلو به پهلو غلت می خورند
بیشتر به اضافه بودن کلیه ها
در پهلوی خود پی می برند
دیوار خانه های این شهر
همه خائن اند به صاحب خانه شان
که فقر او را هوار می کشند
و راز سرخی
صورتی را فاش می کنند
که تازه جای سیلی را
فراموش کرده است
مرد دردهایش را به در می گوید
و دیوار ها چه خوب می شنوند
همان دیوارهایی که در روزگاری
دموکراتیک ترین
صورت اعتراض بودند
و از آرمان های زن و
مرد خانه ای می گفتند
که قرار بود با همسایه هاشان
دنیای ما را هم حتی عوض کنند
پدرانی که بر روی دیوارها
آنقدر از مرگ ها و
مرگباد ها و زنده باد ها
برای فرزندانشان یادگار نوشتند
که ما همه شان را از بر شدیم و
حالا مرگ و زندگی را بر
روی دیوارها
معامله می کنیم
دیدگاه ها (۷)

مردگان نمی میرند

🏠 چرا خانه‌های سانفرانسیسکو کج به نظر می‌رسند؟! 😳🌉اگر عکس‌ها...

کاکورتوک گرینلند#Qaqortow#Greenland)این منطقه که در جنوبی‌تر...

خیابان کوچک (هلندی: Het Straatje) یک نقاشی رنگ روغن از یوهان...

#کاکورتوک (#Qaqortoq)؛ گالری هنری در فضای بازدر #جنوب_گرینلن...

شاید در خیابان‌های این شهر نمی‌توانم نفس بکشم.شاید در این شه...

نامه عاشقانه ( به هلندی : De liefdesbrief ) یک نقاشی ژانر قر...

باران که می آید دلم در خانه میگیرداز من سراغ عشق را دیوانه م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط