{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#گروگان_قلبم

#گروگان_قلبم
#part_20
که نگاهش از بین بچه ها روی امگای خودش نشست که با صورت پوکیده روی یه دانش اموز دوبرابر خودش نشسته بود و داشت با مشت صورت اون هم به خون میشوند از این که امگا از پس خودش بر اومده خیالش راحت بود ولی از اون صورت پوکیدش داشت حرصش میگرفت که چند قدمی رفت جلو و با صدای بندی داد زد )
-شما ها دارید این جا چه غلطی میکنید ؟
(با حرفش همشون دست از کتک زدن هم برداشتن و صاف وایستادن که یکیشون که کوک داشت صورتش به فاک می داد صداش در اومد )
÷شما کی باشی ؟
-من ؟فرشته نجاتت ...
(چند قدم باقی مونده را هم طی کرد تا فاصله ای بین خودش و اون ها زیاد نموند )
-که نذاشت ..
(یه دستش روی شونه پسر کتک خورده و اون یکی دستش هم  روی شونه امگاش گذاشت و به جونگکوک نگاهی انداخت )

-که نذاشت قلدر مدرسه با کتکاش یه قیافه جدید برات درست کنه ! الانم همتون گورتون گم کنید تا ناظم مدرستون خبر نکردم
 (همشون سریع دویدن جونگکوکی هم که تا حالا از وجود تهیونگ این جا تعجب کرده بودخواست از دست تهیونگ در بره که تهیونگ با دستی که هنوز روی شونه اش بود سر جاش نگه داشتش )
-شما بمون ما باهم کار داریم !
(سرش برگردوند که دید بچه ها سر کوچه هنوز وایساده بودن دوباره  دادی سرشون زد که همشون فوری رفتن ؛ برگشت سمت جونگکوک که اول امگا به حرف اود تا قبل این که تهیونگ مقصرش کنه از خودش دفاع کنه )

+بهت پیام دادم که خودم میام براچی اومدی دنبالم ؟
-منم بهت پیام دادم که نمیخواد خودم میام دنبالت ولی انقدر مشغول بودی که گوشیت چک نکردی !
+خب براچی دوباره اومدی دنبالم ؟
-بزارم خودت بیای که سر راهت بگیری بچه های مردم بزنی !
+الان داری از اون ها دفاع میکنی ؟
(سوال امگا را بدون جواب گذاشت و سمت ماشین راه افتاد که جونگکوکم مثل بچه اردک دنبالش راه افتاد ،سوار ماشین که شدن جونگکوک اول شروع کرد )

+الان چته ؟ قهر کردی ؟
(الفا بازم حرفی نزد خواست ماشین روشن کنه که با صدای جیغ جونگکوک دست کشید )
+تهیونگ !!
(برگشت سمتش و این دفعه جوابی داد )
-چیه ؟
(با برگشتنش امگا از فرصت استفاده کرد و بوسه ای یهویی روی لب هاش گذاشت و لبخند دلربایی به الفاش تقدیم کرد و مظلوم حرف زد )
+ویسکی من هنوز قهره ؟
(گرگش از لقبی که گرفته بود زوزه ای از سر خوشحالی  کرد و تهیونگ لب زد )
-باید قهر باشم ولی خب دلم طاقت نمیاره رو برگردونم از صاحب قلبم .
(دستش با لطافت زیر چونه امگا برد و صورتش چپ و راست کرد تا زخم هاش برسی کنه )
-ببین چه بلایی سر خودت اوردی ! یه کم ظریف باش خیر سرت امگایی ،امگا ی بقیه انقدر ادا اوصول داره اونوقت امگای ما میره گنده تر از خودش میگیره میزنه .
(با حالت متاسفی نگاهی بهش انداخت و ماشین روشن کرد و راه افتاد )
+همین که هس تقصیر خودش بود الفا انقدر ضعیف ؟
(حرف دیگه ای نزد و به رانندگیش ادامه داد که جلوی یه فروشگاه نگه داشت )
+براچی این جا وایسادی ؟
-نکنه میخوای جیمین سکته بدی با ای قیافه
(تهیونگ از ماشین پیاده شد و رفت داخل مغازه ،جونگکوک خودش توی اینه ماشین بررسی کرد پیشونیش  زخم شده بود و روی لپ هاش جای مشت مونده بود لبش هم پاره شده بود و کمی خون می یومد همین که تهیونگ با این سر و وضع هنوز باهاش حرف میزد خیلی بود ، با نشستن تهیونگ داخل ماشین دست از نگاه کردن به اینه برداشت و به تهیونگی که وسایل پانسمان دستش بود داد ؛نشست تو ماشین و جونگ کوک صاف نشوند تابه صورتش راحت تر دسترسی داشته باشه )
(همون طور که بتادین را روی زخم هاش میزد غر غر هایی هم پشت سرش میکرد )

-نگاش کن ، چه بلایی به  سر این صورت اوردی !
+تهیونگ !بسه دیگه بیشتر از اینی که بخورم زدم !
- ببین به کارش چه افتخاری هم میکنه !خیلی خب
(
دیدگاه ها (۰)

#گروگان_قلبم #part_20-نگاش کن ، چه بلایی به  سر این صورت اور...

#گروگان_قلبم #part_21(جونگکوک میدونست برادرش یه چیز کوچیک ال...

#امگای_سرکش Part:10تهیونگ: کجا بپوشمش؟(آروم)جئون: همینجاتهیو...

#عشق_بین_دو_مافیا part:8_اه چرا کردی+نه پس تا شب ادامه بدم _...

𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬p2۱۲۰ دقیقه گذشته بود. تهیونگ تو ماشین جونگکوک‌...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ²⁶. ፨𝑅𝑒𝑑 𝐴𝑙𝑎𝑟𝑚፨ 𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 2دستاش رو بالا آورد و روی صو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط