{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هرچه قدر مامان از کودکی ستتعی کرده بود با تغذیه مناستتتب

هرچه قدر مامان از کودکی ستتعی کرده بود با تغذیه مناستتتب قد و هی لم را تقویت کند موفق نشده بود، ولی خودم هی لم را دوست داشتم سوشا هم از تفاو قدی مان ناراضی نبود. چه قدر دغدغه های آن روزهایم کوچک بود… *** با شروع رسمی کارم در بیمارستان بهانه جویی های سوشا شروع شد مدام از این ه براید کم وقت میگزارم ش ایت می رد تقریبا یک شب در میان قهر می ردیم کارم را دوست داشتم دلم نمیخواست حتی ذره ای از تمرکزم در کارم کم شود، صنم به تازگی در بیمارستان با مسئول اتاق عمل وارد رابطه عاطفی شده بود که بعد از چند ماه جدا شدند، حال و روز خوبی نداشت؛ فشارش افتاده بود و از فرط گریه چشم هاید باز نمیشد، باورم نمیشد جدایی از یک مرد این دختر را چنین از پای در آورده باشتتتد! هرچه قدر دلداری اش میدادم بی نتیجه بود،میان گریه جمله ای را به زبان آورد که مرا ساعت ها درگیر ف ر کرد _ اگه سوشا ولت کنه حال و روز مثل من نمیشه؟! واقعا جوابم برای سوالد منفی بود سوشا را دوست داشتم،جزئی از زندگی ام بود اما ماندن که زوری نیست!اگر روزی مرا نخواستتت و رفت شتتاید ناراحت شتتوم ولی قطعا من هی ستتعی می نم نخواهم اش و بروم من حرفهای صنم را نمیفهمیدم ،چرا که شاید عاشق نبودم،عز نفسم اجازه نمیداد مثل صنم برای کسی که مرا نخواسته است اشک بریزم چه میدانستم روزی… عصر آن روز با وجود این ه قهر بودیم ،سوشا تماس گرفت سعی کردم جدی تر برخورد کنم این قهرهاید واقعا اذیتم می رد _ بله _ سلام جوجو ( این یعنی آشتی؟!) _ سلام چرا بهم نگفتی آقا گبره ِ _ ا _ واقعا هم گربه ای بعدم عمه ا بی چشم و روئه ، بره ُ _ گربه نه و گ _ نه اتفاقا زن قدر دان محبتیه _ یعنی من نیستم دیگه؟ _ کارتو بگو سوشا، مریض تو بخد هست _ کارم اینه که با این همه استعداد چرا پرستاری؟ _ عیبد چیه؟ _ اینهمه درس خوندی آموزش حمالی بوده همد



https://98iia.com/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b9%d8%a7%d8%a8%d8%b1-%d8%a8%d9%8a-%d8%b3%d8%a7%d9%8a%d9%87-%d9%86%d9%88%d8%af%d9%87%d8%b4%d8%aa%d9%8a%d8%a7/
دیدگاه ها (۱)

اصل نیت وجدان عزیزملپ تپلی بابا رو ب*و*سیدم که …مامان : باز ...

_ اره بریم گشنمهخخخ باز چش توپی شدن خودم جلوتر رفتم اشپزخونه...

ی نگاه به ماشین کردو گفت میخواستم ببینم اگه روشن نمیشه تا ی ...

داد و من را از دور فقی به عنوان فرزند پذیرفت من از اول ابتدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط