{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صبحی دیگر رسید و من در انتظار تو چشم میگشایم و دلم لبریز

صبحی دیگر رسید و من در انتظار تو چشم میگشایم و دلم لبریز است از دیدن خورشید جانم تا جان ببخشد و ذوب کند یخهای کسالت و اندوه را تو با چشمانت زندگی و شادی را برایم به ارمغان می اوری ساده می ایی و پر شکوه و چه میدانی از غوغا و بلوایی که بپا میکنی دردرونم . چشانم سخت تورا میجویند ای جاری زلال . ای تابیده بر دلت مهر. و من باز هم از دستانت شکوفه مهربانی میچینم امروز .
دیدگاه ها (۱)

تقدیم با عشق ، به همه میرسه

هرکی میخواد در امان باشه حتماً بخونهبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط