وقتی مدل بودی و جیمین رئیست
وقتی مدل بودی و جیمین رئیست❤️🩹
پارت ۱۰🌊
۱ ماه بعد.....
تو این یکماه به حرفاش گوش میدادم ولی خیلی میرفت رو مخم ولی موندم چرا این ماسکش رو هیچ وقت در نمیاره ایششششش رو اعصاب رو مخ با اجوما خیلی صمیمی تر شدم و با چند تا خدمتکار هم دوست شدم با هم میخندیدیم کار میکردیم البته اگه پیش اون میخندیدیم با جفت لگد مینداختمون تو انباری چون اون الان یک هفتس نیست خیلی بهتره اخیشششش بلاخره کارام تموم شد قراره بریم تو حیاط با چند تا از خدمتکاره جرئت حقیقت بازی کنیم که یهو در با صدای بدی به دیوار کوبیده شد که یه دختر لاغر اندام که میخورد ۳۰ سالش باشه اومد تو و جیغ زد ادواردددددد ایییی مغزم رفت دختره ی احمق رو مخ این قطعا دوست دخترشه اسکول
>هویییی گاواااا ادواردم کجاسستتتت
=ببخشید خانم ولی الان اینجا نیستن یک هفتس که رفتن مسافرت کاری چین
>چرا به من خبر نداددددد ایششششش
=خانم بفرمایید تا اتاق رو براتون درست کنیم
>ایش باشه هوییی تو
_با منین
>نه په با عمتم
_چی.....بله بفرمایید
>بیا تو فک کنم تازه ای نه آخه تاحالا ندیدمت ازت خوشم نمیاد
_(به من چهههه)
>بیا دیگه الان عشقم میاد
_ایشششش چشم
رفتم اتاقش رو درست این یه اسکول به تمام عیار ایییییی کمرم گرفت کی تموم میشه از شر اینا راحت شم(هنو ادامه داره گلمممم😉😂)
تموم شد رفتم که به اجوما کمک کنم که این یارو اومد هولم داد که با مغز افتادم زمین یکم پام زخمی شد و از کنارم رد شد این چه مرگشههههه
=دخترم خوبی
_آره اجوما این چه مرگشه(اروم)
=این یه روانیه به تمام معناس اصن نزدیکش نشو(اروم)
_هییییی باشه واقعا نمیدونم این ارباب به چه دلیل فاکی عاشق این شده(اروم)
=خب در اصل پدر لونا (همین دوس دختر جیمین)با پدر جیمین یه جورایی دوستن و این دو تا با زور با همن و قراره چند ماه دیگه باهم ازدواج کنن ولی لونا از ارباب خوشش میاد ولی ارباب از لونا خوشش میاد ولی به اجبار پدرش باهاشه(اروم)
_اهاااا واو اوکی مرسی اجوما جونم
=خواهش میکنم میتونی راه بری
_آره میتونم مرسی
ورفتم تو اتاقم که پام رو چسب زخم ببندم که خوب بشه که .....
بوس به کلتون😗
yona_park
پارت ۱۰🌊
۱ ماه بعد.....
تو این یکماه به حرفاش گوش میدادم ولی خیلی میرفت رو مخم ولی موندم چرا این ماسکش رو هیچ وقت در نمیاره ایششششش رو اعصاب رو مخ با اجوما خیلی صمیمی تر شدم و با چند تا خدمتکار هم دوست شدم با هم میخندیدیم کار میکردیم البته اگه پیش اون میخندیدیم با جفت لگد مینداختمون تو انباری چون اون الان یک هفتس نیست خیلی بهتره اخیشششش بلاخره کارام تموم شد قراره بریم تو حیاط با چند تا از خدمتکاره جرئت حقیقت بازی کنیم که یهو در با صدای بدی به دیوار کوبیده شد که یه دختر لاغر اندام که میخورد ۳۰ سالش باشه اومد تو و جیغ زد ادواردددددد ایییی مغزم رفت دختره ی احمق رو مخ این قطعا دوست دخترشه اسکول
>هویییی گاواااا ادواردم کجاسستتتت
=ببخشید خانم ولی الان اینجا نیستن یک هفتس که رفتن مسافرت کاری چین
>چرا به من خبر نداددددد ایششششش
=خانم بفرمایید تا اتاق رو براتون درست کنیم
>ایش باشه هوییی تو
_با منین
>نه په با عمتم
_چی.....بله بفرمایید
>بیا تو فک کنم تازه ای نه آخه تاحالا ندیدمت ازت خوشم نمیاد
_(به من چهههه)
>بیا دیگه الان عشقم میاد
_ایشششش چشم
رفتم اتاقش رو درست این یه اسکول به تمام عیار ایییییی کمرم گرفت کی تموم میشه از شر اینا راحت شم(هنو ادامه داره گلمممم😉😂)
تموم شد رفتم که به اجوما کمک کنم که این یارو اومد هولم داد که با مغز افتادم زمین یکم پام زخمی شد و از کنارم رد شد این چه مرگشههههه
=دخترم خوبی
_آره اجوما این چه مرگشه(اروم)
=این یه روانیه به تمام معناس اصن نزدیکش نشو(اروم)
_هییییی باشه واقعا نمیدونم این ارباب به چه دلیل فاکی عاشق این شده(اروم)
=خب در اصل پدر لونا (همین دوس دختر جیمین)با پدر جیمین یه جورایی دوستن و این دو تا با زور با همن و قراره چند ماه دیگه باهم ازدواج کنن ولی لونا از ارباب خوشش میاد ولی ارباب از لونا خوشش میاد ولی به اجبار پدرش باهاشه(اروم)
_اهاااا واو اوکی مرسی اجوما جونم
=خواهش میکنم میتونی راه بری
_آره میتونم مرسی
ورفتم تو اتاقم که پام رو چسب زخم ببندم که خوب بشه که .....
بوس به کلتون😗
yona_park
- ۵.۵k
- ۰۵ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط