وقتی مدل بودی و جیمین رئیست

وقتی مدل بودی و جیمین رئیست❤️‍🩹

پارت۸🌊

رفتم پایین که اون زنه اومد باهام و یکم باهم حرف زدیم زنه خیلی مهربونیه....

=خب عزیزم میتونی برای راحتی منو اجوما صدا کنی خوشگلم
_حتما هرجور راحتین اجوما
=(در حال لبخند زدن)

که یهو در با صدای بدی به دیوار کوبیده شد که من دو متر پریدم رو هوا که یه مرد چهار شونه با سه تا مرد دیگه وارد شدن داشتن میومدن سمت ما

=سلام ارباب خوش اومدید
×ممنون
=بله ارباب این همون دختری بود که گفتین آمادش کنم بیارم خدمتتون
_هممم اوک بیارش بالا تو اتاقم
=چشم

و رفت تو اتاقش خیلی عجیب قریب رفتار می‌کرد و یه ماسک هم رو صورتش بود برا همین نتونستم بفهمم کیه هعییی حالا باید برم تو اتاق در زدم

×بیا تو (سرد)
_ببخشید میشه یه چیزی بپرسم
×همممم(سرد)
_برا چی منو اوردین اینجا اصن شما کی هستین چی از جونم میخواین
×(پوزخند) چون تو الان خدمتکاری و دوست داشتم بیارمت حق اعتراض هم نداری و اسمم ادوارد هست ولی تو منو ارباب صدا میزی فهمیدی یا نه (سرد)
_اگه نزنم
×چیز خوبی در انتظارت نیس انقد هم زبون دراز نباش به ضرر خودت تموم میشه(پوزخند و سرد)
_هههه فک کردی برام مهمه
×می‌بینیم
_اییششششش
×قانون های اینجا اینه
۱. به دوست دخترم نزدیک نمیشی حرف حرف اونه
۲. به هیچ عنوان در قرمز رنگ رو باز نمیکنی و داخلش نمیری
۳. منو ارباب صدا میزنی
۴. حق اعتراض درباره این قانون ها رو نداری
۵. حق بیرون رفتن از اینجا رو هم نداری
فهمیدی(سرد)
_یااااا زندانی که گیر نیاوردی این همه قانون مگه جنگه
×به تو ربطی نداره انقد هم زبون درازی نکن زبونتو میبرم (سرد)
×(چقد لجبازه برای این آوردمش اینجا که دربارش تحقیق کنم ببینم این همونیه که تو ذهنمه)
_اقاااااا
=هاااا گفتم بگو ارباب(سرد)
_ارباب میتونم برم بیرون
=برو کارت هم از امروز تو این عمارت شروع میشه
_چشم(خشمگین)

ورفتم بیرون این اسکول فکر کرده کیه(اسکول عمته)
رفتم پایین پیش اجوما و بقیه که .....


نکته: اون سه تا مرده بود که با جیمین اومدن(جونگکوک و شوگا و جیهوپ) هستن گفتم بدونین برای پارت بعد🙃


بوس به کلتون😗

yona_park
دیدگاه ها (۸)

وقتی مدل بودی و جیمین رئیست❤️‍🩹پارت۹🌊فکر کرده کیه و رفتم پای...

وقتی مدل بودی و جیمین رئیست❤️‍🩹پارت ۱۰🌊۱ ماه بعد.....تو این ...

به ترتیب۱.لارا۲.اجوما۳.مدل موی ات۴.لباس خدمتکاری ات۵.ات۶.جیم...

وقتی مدل بودی و جیمین رئیست❤️‍🩹پارت۷🌊و رفتم خونه کلید رو اند...

رمان ( عمارت ارباب )

گل وحشی منپارت ۳ ویو اتتوی خواب بودم که یهو ارباب بیدارم کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط