شب جمعه انهایپن

شب جمعه انهایپن
#درخواستی
#انهایپن
#سناریو



هیسونگ:
هی ا.ت منو ببین
-بله؟!
حس نمیکنی زیادی خواستنی شدی؟!
-نه
=براید استایل بغلت میکنع میبره تو اتاق و در گوشت میگه
امشب خیلی خواستنی شدی بیب‌
- ولی هیسونگ
نه نه هیسونگ نه ددی
(بعدشم خدا رحمتش کنه)





جی:
انتخاب کن زود باش
-چی رو انتخاب کنم؟!
اینکه چطور امشب به ف...اک بری؟!
-هر طور ددیم بگه
خب پس دعا کن سالم بمونی
-چرا؟!
چون وقتی شروع کنم پایانش معلوم‌ نیست‌



جیک:
میاد نزدیکت و کمرت رو میگیره و لباش رو میاره نزدیک گوشت و میگه:
بیب امشب قراره‌ خستت‌ کنم
-آه‌ نه جیک‌
هرکار بخوام میکنم و تو حق هیچ اعتراضی نداری



سونگهون:
بیب(دستش رو پات‌ میکشه)
-جانم؟!
امشب شب خوبیه مگه نه؟!
- از چه لحاظ؟!
از این لحاظ که امشب ممکنه صبحش با درد زیادی بیدار بشی
- ددی درد کشیدن با توهم قشنگه




سونو:
ا.ت میدونی الان هوس چی کردم؟!
- نه چی؟!
تو
-هوس من؟!
=میاد نزدیک صورتت
آره تو اول هم از لبات شروع میکنم





جونگوون:
= رو تخت دراز کشیدین‌ که روت‌ خیمه میزنه
-هی داری چیکار میکنیی؟!
همون کاری که زن و شوهرا انجام میدن
- نههه جونگونننن‌
واسه نه گفتن دیره قرار امشب جر بخوری‌ عسیسم‌




نیکی:
=یه بوسه رو گردنت میزنه
خب برنامه‌ امشب چیه؟!
-خواب
ولی امشب جمعست‌ یادته‌که؟!
- دیشب انجامش دادیم یادته‌که؟!
دیشب دیشبه‌ الان الانه
- نیکی نه تو خیلی وحشی میشی
عه امشب قرار بدتر انجامش بدم گرلم‌



( بدین‌ وسیله ات به رحمت خدا رفت)

افتضاحه شدههع‌ درخواستی بود قول میدم دیگه سناریو نذارممم‌...
دیدگاه ها (۷)

درخواستی از جونگوون‌بیشتر آپ نمیشد‌#جونگوون#انهایپن #درخواست...

درخواستی از سونو‌#درخواستی#سونو#انهایپن

#نیکی #انهایپن #تکپارتی ‌ توی سبزه ها میدویدن‌ انگار د...

درخواستی از جیک (واسع جونگوون‌ هم می زارم) #درخواستی #انهایپ...

پارت ۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط